ایتن هانت و گروه عملیاتهای غیرممکن او به همراهی چند تن از متحدین نام آشنایشان، پس از اشتباهی بزرگ در یک ماموریت، به مسابقه و رقابت با زمان میپردازند...
امتیاز بلبل جان
74%
امتیاز Metacritic
87/100
ایتن هانت و گروه عملیاتهای غیرممکن او به همراهی چند تن از متحدین نام آشنایشان، پس از اشتباهی بزرگ در یک ماموریت، به مسابقه و رقابت با زمان میپردازند...
برخی چیزها با گذر زمان مثل شراب کهنه بهتر میشوند و در دنیای سینما مجموعه «ماموریت: غیرممکن» نمونهای بارز از این ضربالمثل است. شاید دلیلش تام کروز ۵۶ ساله باشد که سن را نادیده میگیرد و مرزهای جسمیاش را برای لذت تماشاگران پشت سر میگذارد. در «فالاوت» این موضوع کاملاً مشهود است؛ اتان هانتِ او در ششمین فیلم سری همچون یک ابرقهرمان عمل میکند. قصه...
برخی چیزها با گذر زمان مثل شراب کهنه بهتر میشوند و در دنیای سینما مجموعه «ماموریت: غیرممکن» نمونهای بارز از این ضربالمثل است. شاید دلیلش تام کروز ۵۶ ساله باشد که سن را نادیده میگیرد و مرزهای جسمیاش را برای لذت تماشاگران پشت سر میگذارد. در «فالاوت» این موضوع کاملاً مشهود است؛ اتان هانتِ او در ششمین فیلم سری همچون یک ابرقهرمان عمل میکند. قصه از نظر پیچشها چندان نو نیست، اما «فالاوت» با بازگرداندن دوستان و دشمنان قدیمی و افزودن چند چهره جدید، بر پایهٔ فیلمهای قبلی میافزاید. هنری کاویل در نقش آگوست واکر دقیقاً در این جهان جا میافتد و نقشِ چکشی را در برابر جراحیِ اِتان ایفا میکند؛ هر بار که ظاهر میشود، حضورش صفحه را پر میکند. سایمون پگ بهعنوان یکی از بازیگران ثابت همراه با وینگ ریمز که بنجی و لوتر بیش از همراهان کناری صرف، شوخطبعی و احساس به فیلم میآورند. الک بالدوین و آنجلا باسِت هم در حضورهای کوتاهشان تأثیرگذارند و نقشهای قابلتوجهی از ربکا فرگوسن و میشل موناهان در مسیر فیلم دیده میشود. کریستوفر مککوئری، نویسنده و کارگردان، اجازه میدهد هر شخصیت درخشش داشته باشد و با تقویت تاریخچهٔ روابطشان، آنها را برای تماشاگر دوستداشتنیتر میکند؛ این موضوع وقتی در خطر هستند وزن و جذابیت صحنهها را بالا میبرد. مککوئری به داستان فرصت نفسکشیدن میدهد و قبل از طوفان، آرامشی فراهم میکند. این به مهمترین نقطهٔ قوت سری میرسد—جایی که مککوئری در آن استاد است: صحنههای اکشن. این سکانسها نه تنها با دقت طراحی شدهاند، بلکه با ظرافت اجرا شدهاند، حتی وقتی درگیریها خشن و زمختاند. راب هاردی دوربین را زیبا تنظیم میکند تا این قطعات پیچیده را دنبال کند، گاهی وسعت صحنه را نشان میدهد و گاهی شما را بهصورت نزدیک وارد ماجرا میکند. موسیقی لورن بالف نیز بر تنش میافزاید و تم نمادین «ماموریت: غیرممکن» را با حسی فوری و تهدیدآمیز همراه میسازد. مککوئری اکنون دو فیلم از این مجموعه را کارگردانی کرده و درک او از فرنچایز و شخصیتها، سلاح مخفی این قسمتهاست. اینکه بیشتر بدلکاریها بهصورت عملی و با بازیگران انجام شدهاند—بهویژه تام کروز که خودش بسیاری از بدلکاریها را انجام میدهد—استاندارد جدیدی برای فیلمهای اکشن تعیین کرده است. «ماموریت: غیرممکن – فالاوت» ترکیبی موفق از داستان، ریتم و بازیهاست و بدون شک یکی از بهترین آثار مجموعه است، در حالی که جایگاه کروز را بهعنوان ستارهای در ژانر اکشن تثبیت میکند. امتیاز نهایی: 4.0/5 «فالاوت» ادامهای بر «راگ نیشن» است و بازگشت شرور روانی سولومون لین (شان هریس) را در پی دارد، کسی که دشمنان میخواهند او را آزاد کنند. اتان هانت (تام کروز) در تعقیب جان لَرک مرموز و گروه تروریستی «حواریون» است که سه دستگاه پلوتونیومی را دزدیده و قصد بهکار انداختنشان را دارند. هانت بهناچار باید عضوی جدید را بپذیرد: مأمور سیا آگوست واکر (هنری کاویل)، چون تیم IMF مسئول از دست رفتن پلوتونیوم در برلین بوده است. بهعنوان یک تریلر جاسوسی، فیلم پرتنش و پرهیجان است و چندین پیچش داستانی دارد. با این حال فیلم طولانیست و بهنظر میرسد برخی صحنههای اکشن شامل تعقیبوگریزهای متعدد و شیک هستند که خوب اجرا شدهاند اما بهیادماندنیِ صحنهٔ صعود در برج خلیفه نیستند. داستانی عالی و بدلکاریهای فوقالعاده که توسط خود تام کروز اجرا شدهاند. این فیلم ارزش هر پولی را که برایش میپردازید دارد. باید بگویم من از طرفداران پروپاقرص فیلمهای «ماموریت: غیرممکن» نیستم. درست است اکشن و بدلکاریهای جذابی دارد، اما بهنظرم روحِ سریال تلویزیونی را دنبال نمیکند. در سریال مأموریتها با پشتوانهٔ کامل تیم IMF و با حیلهای کلاسیک تکمیل میشدند—بدون مزخرفات سیاسی یا خیانت به تیم. ولی در اکثر فیلمها اتان یا تیمش خیانت میبینند یا در تله میافتند و باید نه تنها مأموریت را انجام دهند بلکه وجههٔ IMF را هم پاک کنند؛ انگار تنها نام «ماموریت: غیرممکن» حفظ شده است. در این قسمت هم مشکلات سیاسی و خیانتهایی هست که میشد بدونشان بود، اما دستکم تیم IMF و افراد اتان در طول فیلم از او حمایت میکنند و چند قسمت هم هست که بدمنها بهطرز کلاسیک «ماموریت: غیرممکن» فریب داده میشوند. در مجموع این قسمت را یکی از بهترهای مجموعه یافتم، شاید حتی بهترین تا به امروز. فیلم خوب بود، اما از «پروتکل شبح» بهتر نیست. آنها هر بار بهتر میشوند، اما هرگز عالی نمیشوند. امتیاز نهایی: 2.5 ستاره — بخشهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل چندان موفق نبود. این فیلم برای دوستان IMF تجربهای بهتر و پُرانرژیتر از «پروتکل شبح» است—ریتم و جهتدهی تیزتری دارد. ابتدا بیست دقیقهٔ اول ضعیف و قابل پیشبینی است و شاید تا حدی آدم را ناامید کند، اما با ورود هنری کاویل (آگوست واکر) و آغاز جستوجو برای هستههای گمشده، فیلم شتاب میگیرد و پُر از اکشن میشود، با چندین تقاطع و خیانتکاریهای جذاب. ربکا فرگوسن همچنان همان تأثیر همیشگی را دارد که برای این فیلم مناسب است و روح گروهی واقعاً حس میشود. نویسندگی قرار نیست جایزهای ادبی ببرد، اما فیلم در نقاط مختلف جهان میگذرد و از لوکیشنهای چشمگیر استفاده میکند و در پایان به فرجامی هیجانانگیز با هلیکوپترها و مبارزهٔ نهاییِ کروز در قله کوه میرسد. ششمین قسمتِ «ماموریت: غیرممکن» از ابتدا تا انتها تلاش قابل توجهی است. بازگرداندن برخی شخصیتها حتی در نقشهای کوچک، ضربِ فیلم را بالا میبرد و زمان کمتری صرف معرفی میشود و زمان بیشتری برای بالا بردن خطرات، پیشبرد داستان و رسیدن به نتیجهٔ نهایی باقی میماند. سکانسهای اکشن همیشه خوب اجرا شدهاند و هرچند بهنظر میرسد دیگر امکان بالا بردنِ خطر وجود ندارد، این بار تهدیدها حتی شخصیتر هم میشوند. پیچشها و برگشتهای داستانی غیرمنتظرهاند؛ در اولین تماشا و حتی در بازدیدهای بعدی یادآوری همهٔ آنها سخت است و همین مسئله بیننده را در طول فیلم بارها شگفتزده و سرگرم نگه میدارد.

دیدگاه های کاربران