{
    "imdb_top250": "3631",
    "id": 177157,
    "title": " فیلم Suspiria 2018",
    "fa_title": "سوسپیریا ",
    "normalized_title": "فیلم suspiria 2018",
    "type": "movie",
    "permalink": "\/movies\/177157\/",
    "suggested": false,
    "dubbed": false,
    "subtitle": true,
    "update_text": "",
    "release": "2018",
    "metacritic_rate": "69\/100",
    "imdb_rate": "6.7",
    "thumbnail": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/0-63494300-1771014458.webp",
    "plot": "دختر جوان اهل ایالات متحده که برای حضور در یک آکادمی معروف به برلین می‌رود و به مرور متوجه می‌شود که اتفاقات شومی در این آکادمی رخ می‌دهد.",
    "content": "",
    "background": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/0-75103700-1771014458.webp",
    "created_at": "2025-02-05",
    "updated_at": false,
    "countries": [
        {
            "name": "آمریکا"
        },
        {
            "name": "ایتالیا"
        }
    ],
    "genres": [
        {
            "name": "ترسناک"
        },
        {
            "name": "درام"
        },
        {
            "name": "رازآلود"
        },
        {
            "name": "فانتزی"
        },
        {
            "name": "هیجان انگیز"
        }
    ],
    "actors": [
        {
            "name": "Alek Wek",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm1082687.webp"
        },
        {
            "name": "Angela Winkler",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0935190.webp"
        },
        {
            "name": "Chloë Grace Moretz",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm1631269.webp"
        },
        {
            "name": "Christine Leboutte",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0495841.webp"
        },
        {
            "name": "Dakota Johnson",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0424848.webp"
        },
        {
            "name": "Doris Hick",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0382566.webp"
        },
        {
            "name": "Elena Fokina",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm1931609.webp"
        },
        {
            "name": "Fabrizia Sacchi",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0755009.webp"
        },
        {
            "name": "Fred Kelemen",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0445435.webp"
        },
        {
            "name": "Ingrid Caven",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0147061.webp"
        },
        {
            "name": "Jessica Harper",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0363888.webp"
        },
        {
            "name": "Malgorzata Bela",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm1728249.webp"
        },
        {
            "name": "Mia Goth",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm5301405.webp"
        },
        {
            "name": "Navala Chaudhari",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm5721156.webp"
        },
        {
            "name": "Renée Soutendijk",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0816030.webp"
        },
        {
            "name": "Sylvie Testud",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0856500.webp"
        },
        {
            "name": "Tilda Swinton",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0842770.webp"
        },
        {
            "name": "Toby Ashraf",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm5279439.webp"
        },
        {
            "name": "Vanda Capriolo",
            "profile_actor": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm8747928.webp"
        }
    ],
    "directors": [
        {
            "name": "Luca Guadagnino",
            "profile_director": "\/wp-content\/uploads\/2026\/02\/nm0345174.webp"
        }
    ],
    "categories": [],
    "languages": [
        {
            "name": "آلمانی"
        },
        {
            "name": "انگلیسی"
        },
        {
            "name": "فرانسوی"
        }
    ],
    "duration": "152 دقیقه",
    "age_rate": "16",
    "imdb_link": "tt1034415",
    "imdb_votes": "104167",
    "site_rate_votes": "",
    "trailer": "https:\/\/dl02.hostikadeh.ir\/zr\/trailers\/Movies\/2018\/01\/Suspiria.2018\/-Trailer-Suspiria.2018.mp4",
    "complexity_story": 4,
    "complexity_fun": 3,
    "complexity_excitement": 1,
    "rotten_rate": "65%",
    "metacritic_score": "64\/100",
    "end_year": "",
    "imdb_id": "tt1034415",
    "awards": "جوایز: مجموعاً ۲۸ جایزه و ۷۵ نامزدی",
    "review": "سوِپیریای لوکا گودینیینو مرا بی‌کلام گذاشت.\n\nترس در این فیلم شبیه هیچ‌چیز دیگری نیست که قبلاً دیده یا شنیده‌ام. خودِ فیلمِ گودینیینو با چیزی که استودیوهای بزرگ می‌سازند زمین تا آسمان متفاوت است. کارگردانی که از اقتباس درامِ همجنس‌گرایانه «با نام تو مرا صدا کن» به سراغ تجربه‌ای آوانگارد و مطالعهٔ روان‌شناختی در بازسازیِ «سوِسپریا»ی ۱۹۷۷ داریو آرژنتو رفته است.\n\nفیلم‌های ترسناک امروز مرا نمی‌ترسانند؛ اغلب به خشونتِ بیهوده، کلیشه‌های قصه‌پردازی و بازی‌های سطحی بازیگران متکی‌اند. «سوِسپریای» گودینیینو ــ محصول ۲۰۱۸ ــ مرا نترساند؛ او را برآشفته کرد. این فیلم تنش را آرام بنا می‌کند، اما با کنجکاوی خام مخاطب را می‌خکوب می‌سازد؛ ضربهٔ نهایی‌اش را در اپیزود ششم و اپیلوگ کابوس‌وار وارد می‌کند.\n\nآرژنتو فیلم خودش را به نوعی «خارج از زمان» ساخته بود: رنگ‌های نئون اولیه و خون‌آشامیِ بصری، موسیقی پروگ‌راک و ضرب‌آهنگ از گروه Goblin. آرژنتو اما از نسخهٔ گودینیینو راضی نیست و آن را بی‌روح، بی‌هراس و بی‌موسیقی خوانده است؛ با این حال طراحی بصری را تحسین کرده که نشان می‌دهد کاری درست انجام شده است.\n\nنسخهٔ گودینیینو جسورانه و بی‌مانند است. در قصه‌پردازی‌ای که به شش «پرده» مستقل تقسیم شده و با اپیلوگ به پایان می‌رسد؛ در فضاسازی محو و سرد که رنگ‌بندیِ دگرگون‌شده و تصاویرِ نافرمانِ بصری را تکمیل می‌کند؛ در واقع‌گراییِ مغموم، جادوگری مرموز و سیاه؛ در تصاویر مسحورکننده، نحوِ بصریِ توضیح‌ناپذیر، نمایشِ خودبسنده و خویشتن‌داری. وحشت در این فیلم بیشتر از تصاویر منزجرکنندهٔ صرف است؛ صحنه‌های خون‌بار اندک‌اند اما تأثیرشان عمیق است؛ برهنگی عمدتاً زنانه است و تنها یک مورد مردانه وجود دارد.\n\nسیاست و رقص برای درکِ «سوِسپریای» ۲۰۱۸ حیاتی‌اند. رقص حاملِ جادو و افسون است و با آن احساسِ بی‌قیاس، زنانه‌گی، قدرت و صراحت می‌آید. فیلم در پاییزِ ۱۹۷۷ و برلینی تقسیم‌شده می‌گذرد؛ زمانه‌ای که آلمان با بحران‌های سیاسی و تروریسم چپ افراطی درگیر بود. اشاره‌ها به دورهٔ سوم رایش و تلاش‌های گذر از گذشتهٔ تاریک در روایت حضور دارد؛ پرسش‌هایی دربارهٔ چه چیزی توهم است و چه چیزی نیست.\n\nدرخشش‌های دراماتیکِ فیلم به زندگی شخصی شخصیت‌ها گره می‌خورد: دکتر کلمپرر که همسرش آنکه را در هولوکاست از دست داده، سارا که دوستش پاتریشیا را از دست می‌دهد، مادام بلانک که با مادرشدن روبه‌رو می‌شود و سپس از کار خود پشیمان می‌شود. سه دختر در آیینی خواستار مرگ‌اند؛ کلمپرر درمانده از آنچه در روان‌درمانی دیده، در پایان ناتوان می‌ماند و حافظه‌اش پاک می‌شود تا از گناهش رهایی یابد.\n\nداکوتا جانسون، که برای برخی با مجموعهٔ «فنجان‌سایه‌ها» شناخته می‌شود، در اینجا به طرز قابل‌توجهی آشفته، زنانه، جنسی، مادرانه و مرموز است. تیلدا سوئینتن در نقش‌های متعددِ کلیدی ظاهر می‌شود؛ میا گات در نقش سارا عملکردی برجسته دارد. بازی‌ها اغلب متوسط‌اند، اما همین میانه‌روی بازی‌ها به فیلم احساسِ واقع‌گرایی می‌بخشد.\n\nموسیقی تام یورک فضا را خوب می‌سازد؛ یادآور پروگ‌راک دههٔ هفتاد با مناظرِ سینتِ محیطی و تجربه‌های پیانویی است. هرچند گاهی موسیقی با صحنه‌ها سازگار نیست، اما به‌طور کلی انتخاب‌های صوتی جذاب‌اند.\n\nاین فیلم مرا عمیقاً ناآرام کرد و در ناخودآگاهم ترس ایجاد کرد. اثری چندوجهی که گواهی ریشه‌دار بر زنانه‌گی و مادرسالاری است؛ فیلمی بدون کلمات، اما پُر از تأثیر.\n\n---\n\nسیاسی نوجوانانه، با رویکردی مسئله‌ساز نسبت به «زنانه»، اما مطمئن از عمقِ خود\n\nداریو آرژنتو دربارهٔ «سوِسپریا» گفته است: «هیجان‌زده‌ام نکرد؛ روح نسخهٔ اصل را خیانت کرد: هیچ هراسی نیست، هیچ موسیقی‌ای نیست.» آرژنتو حق دارد نظری بدهد، اما این بازسازی رویکردی کاملاً متفاوت دارد: قصه‌ای پیچیده‌تر، شخصیت‌های جدید، زمینهٔ اجتماعی-سیاسی گسترده‌تر و جدیتِ بسیار. سوال واقعی این است که آیا این نسخه کاوشی عمیق در جنسیت، جشنِ مادرسالاری در برابر هرج‌ومرجِ پدرسالاری یا تحقیقِ روانکاوانه‌ای دربارهٔ تراوماهای ملی است، یا اثری بلند و کسل‌کننده و پر از خودبزرگ‌بینی که در نمادگرایی‌اش هم زن‌ستیز و هم مردستیز می‌شود؟\n\nفیلم در برلینِ تقسیم‌شدهٔ اکتبر ۱۹۷۷ رخ می‌دهد و به شش پرده و یک اپیلوگ تقسیم شده است. قصه با پاتریشیا که به خانهٔ روان‌درمانگرش گریخته و ادعا می‌کند آکادمی رقص، پوششی برای یک اجتماع جادوگرانه است آغاز می‌شود. سوزی بانین، دختری اهل اوهایو، برای آزمون وارد آکادمی می‌شود و به سرعت در پروژهٔ نمایشی رقصِ گروهی نقشِ اصلی را می‌گیرد. همزمان، کلمپرر در پی یافتن همسر گمشده‌اش آنکه است که در ۱۹۴۴ ناپدید شده. درون‌مایه‌ها شامل «سه مادر» جادوگر و کشمکش بر سر رهبری اجتماع‌اند.\n\nگودینیینو از دههٔ ۱۹۸۰ شیفتهٔ نسخهٔ آرژنتو بوده و سال‌ها در تلاش برای بازسازی آن بود. فیلم او نوعی وحشت روان‌شناختی کم‌سرعت است؛ فیلمی که از زمان اعلام پروژه تا انتشار، نظرات متضادی برانگیخت.\n\nیکی از مسائل اصلی فیلم نحوهٔ واردکردن زمینهٔ سیاسی است. گودینیینو سعی می‌کند تسویه‌حساب با گذشتهٔ نازیسم و شرمساری ملی آلمان را به‌صورت موازی با کشمکشِ درونِ اجتماع جادوگرانه نشان دهد؛ اما این تم‌ها اغلب بی‌نتیجه و مبهم‌اند. دیوار برلین، بمب‌گذاری‌ها و اشاره به گروه‌های سیاسی گاهی صرفاً زینت‌اند و معنای روشنی به روایت نمی‌افزایند؛ بمبارانِ سمبولیکِ تاریخ بی‌آنکه موضوعِ مرکزی را تقویت کند، صرفاً جلوه‌ای تزئینی می‌شود.\n\nورودِ کلمپرر به داستان به‌عنوان ناظرِ مخاطب ابزار روایی استانداردی است، اما نقشِ او اغلب پرت‌کننده و صریح است و پی‌آمدش این است که هستهٔ احساسیِ فیلم به مرد اختصاص می‌یابد؛ در فیلمی که دربارهٔ زنانه‌گی است، این امر نگران‌کننده است. انتخاب یک مرد به‌عنوان مرکزِ احساسی در قصهٔ زنان، دلیل موجهی ندارد و گویی گودینیینو ناچار شده مردی را به فضای زنان تحمیل کند.\n\nدر بُعدِ زنانه‌گی، فیلم علاقه‌مند است تا نشان دهد مادرسالاری دستخوش آشوب و کشاکشِ قدرت شده است. اما خودِ نمایشِ جادوگری و آمایش‌های بصریِ برهنگی و شیءانگاریِ بدن زنانه گاهی مرز باریکی میان محکوم‌کردن نگاه مردانه و بازتولیدِ همان نگاه را درمی‌نوردد. شاید مشکل این است که روایتی دربارهٔ مادرسالاری و مادرشدن را مردی روایت می‌کند؛ سؤال این است که چه چیزِ متفاوتی یک کارگردان زن می‌توانست بیاورد.\n\nعلاوه بر این، شخصیت‌ها و پرداخت برخی نقش‌ها ضعیف‌اند: بلانک در پایان از قدرتِ عمل تهی می‌شود و ماتران‌ها جز چند مورد شخصیت‌پردازی ندارند. صحنه‌هایی از کلیشه‌های رعب‌آور و تصاویر تکراریِ تهوع‌آور هم هست. بعضی لحظات نیز بیش از حد اغراق‌آمیز یا مضحک‌اند.\n\nاز نظر بصری اما فیلم ارزش تحسین دارد: تدوین نامنظم و سریع، قاب‌بندی‌های غیرمتداول و رنگ‌بندی سردِ زمستانی که جایگزینِ پالتِ نئون و اشباعِ آرژنتو شده است. طراحیِ لباس و تغییر تدریجیِ پوشش سوزی با پیشروی داستان قابل توجه است. موسیقی تام یورک هم تفاوتِ آشکاری با موسیقی اصلی دارد و حال‌وهوای خاص خودش را می‌سازد.\n\nنقطه‌های قوت فیلم در نیمهٔ اول و چند صحنهٔ برجسته ظهور می‌یابند؛ از جمله یک سکانس رقص هم‌زمان که بسیار خشونت‌آمیز و تکان‌دهنده اجرا شده و تدوین، کُرئوگرافی و طراحی صدای آن تأثیرگذار است.\n\nاما در مجموع فیلمی خودشیفته و به‌شدت خودراستاییافته است: طولانی، جدی‌تر از حدِ لازم، پراکنده در مضمون و گاه کسل‌کننده. داستان نسبتاً سادهٔ هستهٔ فیلم توان حملِ بار عظیمِ موضوعات و انحرافات روایی را ندارد؛ سیاست‌های فیلم شعورِ ژرفی نشان نمی‌دهند و در نهایت اثر چیزِ زیادی دربارهٔ زنانه‌گی، فمینیسم، اعتراضات سیاسی یا گناهِ جنگ جهانی نمی‌گوید، اما سخت می‌کوشد که این‌چنین به نظر برسد. همان‌قدر سرد و مکانیکی که زمستانِ برلین است.\n\n---\n\nمن نسخهٔ اصلیِ «سوِسپریا» را ندیده‌ام، اما این بازسازی فضایی بسیار منحصربه‌فرد داشت. با فیلم‌های ترسناک جریان اصلی فرق دارد و برای همه مناسب نیست. اگر از طرفداران فیلم‌های پر از خون و خون‌ریزی مثل مجموعهٔ SAW یا فیلم‌های جلوه‌محورِ Conjuring هستید، ممکن است این فیلم را دوست نداشته باشید. در اینجا موسیقی، رقص، مکان‌ها و شخصیت‌های مرتبط با جادوگری مهم‌ترین عناصر خلق اتمسفرِ ترسناک‌اند. فیلم طولانی است و اگر شب و تنها ببینید، حس یک کابوس را منتقل می‌کند. این از آن فیلم‌های عجیب است که فقط برخی‌ها آن را درک و دوست دارند.\n\n---\n\nاین فیلم عذاب‌آور است. کاش به‌جای برچسب «بازسازی» صرف، اثری جدید بود که از «سوِسپریا» الهام گرفته باشد. انگار زیباترین فیلم دنیا را گرفتند و تصمیم گرفتند آن را زشت بسازند. همچنین به طرز خنده‌داری طولانی است. یکی از فیلم‌هایی که واقعاً از آن متنفرم.\n\n---\n\nبا وجود نارضایتی آرژنتو، نسخهٔ گودینیینو بازتفسیرِ جذابی است. شاید حق منتقدِ خالق اصلی باشد که اجرای بازسازی را نقد کند، اما شخصاً فکر می‌کنم برخی انتقادات بیش از حد جدی‌اند.\n\nبازسازی در فضاسازیِ دورانِ پس از جنگ، عمق و تمرکز متفاوتی می‌آورد بدون اینکه قصه را بیش‌از‌حد خودارجاعی کند. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، در بسیاری جنبه‌ها مخالفِ قطبیِ هم‌اند، به‌ویژه در سینماتوگرافی. چهل سال پس از آرژنتو، این فیلم نوعی درام دوره‌ای هیستریک تلفیق‌شده با افسانه‌ای ماورایی است که برای مخاطب امروز ساخته شده است.\n\nموسیقی اصلی گروه Goblin نسخهٔ آرژنتو را دوست داشتم و کارهای تام یورک نیز با موتیف‌های پیانویی و صداهای هارمونیکش هماهنگ و مناسب‌اند. ارجاعات بصری به آرژنتو—استفاده از نور، لباس و دکور بازآرایی‌شده—آزاردهنده اما در جای خود به‌جا هستند.\n\nدر سطح مفهومی هم به‌نظر می‌رسد خوب عمل شده؛ شاید برای همه قابل‌پسند نباشد، ولی فیلم قصد ندارد همه را راضی کند. بگذارید بر شما اثر کند و شاید لحن‌های ملقمه و واقع‌گرایانه‌اش را احساس کنید.\n\n---\n\nاین نسخه وفادارِ دقیقی به فیلمِ اصلی نیست، اما همچنان سرگرم‌کننده است و جهانِ پررنگ‌تری به فرقهٔ جادوگران اضافه می‌کند؛ چیزی که من در نسخهٔ اصلی دلم می‌خواست بیشتر ببینم.\n\n---\n\n۶۵\/۱۰۰\n\nدختری آمریکایی وارد مدرسهٔ رقصی بسیار ممتاز در سال ۱۹۷۷ می‌شود. اما این مدرسه شاید بیش از آنچه به نظر می‌رسد باشد و در راهروهای پنهانش چه چیزهایی پنهان شده؟ برای فهمیدن باید تلاش کنید. با مدت‌زمان دو ساعت و نیم، خوشحال شدم که فیلم مرا درگیر نگه داشت و کوتاه‌تر از زمان واقعی به‌نظر می‌رسید؛ سبک و ظاهر منحصربه‌فردش را دوست داشتم. اما تصویربرداری مراسم برایم آزاردهنده بود؛ قرمز تیره و چشمک‌زن که ممکن است برای برخی حالت تهوع‌آور داشته باشد. توضیحات بیشتری می‌توانست مفید باشد.",
    "likes": {
        "avg": 100,
        "count": 1,
        "likes": 1,
        "dislikes": 0
    },
    "dlbox": {
        "deactive": false,
        "vip_moaf": false,
        "movies_links": []
    }
}