﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:40,000
‫سلام، این زیرنویس اختصاصی سایت آیونت هست، یا قرار بود باشه
‫ولی متأسفانه به قولهاشون عمل نکردند و دستمزد پرداخت نکردن
‫"آیو کلاهبردار است"

1
00:00:45,080 --> 00:00:49,122
‫نژاد من در جنگ متولد شد.

2
00:00:52,660 --> 00:00:56,192
‫هیولاهای غول پیکر به دنیای ما حمله کردند.

3
00:00:56,640 --> 00:01:00,302
‫اونارو « کایجو » صدا میزدیم.

4
00:01:00,760 --> 00:01:03,179
‫اونها از شکاف میومدن.

5
00:01:03,180 --> 00:01:08,269
‫یه دروازه از یک بعد دیگه
‫که کف اقیانوس آرام بود.

6
00:01:08,270 --> 00:01:11,629
‫اونها توسط نژاد بیگانه از بعد دیگه اومده بودن ...

7
00:01:11,630 --> 00:01:14,349
‫« پیشروان ».

8
00:01:14,350 --> 00:01:16,589
‫ما مقاومت کردیم ...

9
00:01:16,590 --> 00:01:18,919
‫هیولاهای خودمونُ ساختیم.

10
00:01:18,920 --> 00:01:22,089
‫شکارچیها، رباتهای غول پیکر.

11
00:01:22,090 --> 00:01:25,742
‫به قدری بزرگ که برای هدایتشون
‫به دو خلبان نیاز بود.

12
00:01:26,530 --> 00:01:29,262
‫پدر من یه خلبان بود.

13
00:01:29,640 --> 00:01:33,342
‫پدرم خودشُ فدا کرد تا دنیارو نجات بده.

14
00:01:36,360 --> 00:01:40,052
‫اما من پدرم نیستم.

15
00:01:42,390 --> 00:01:47,792
‫ده سال از زمانی که شکافُ بستیم
‫و جنگُ بردیم میگذره.

16
00:01:47,860 --> 00:01:50,289
‫بیشتر جاهای دنیا به حالت قبل برگشت ...

17
00:01:50,290 --> 00:01:53,289
‫اما بعضی از شهرهای ساحلی
‫هرگز درست نشدن.

18
00:01:53,290 --> 00:01:57,112
‫و هنوز دنیا داره قطعات
‫در هم ریخته‌شو کنار هم میذاره.

19
00:02:02,130 --> 00:02:06,192
‫اما بعضی از ماها تو یه دنیای
‫در هم ریخته بهتر زندگی میکنیم.

20
00:02:09,410 --> 00:02:12,299
‫و دراز کشیدن تو یه آلاچیق ...

21
00:02:12,300 --> 00:02:15,669
‫بهتر از هزینه کردن واسه
‫یه آپارتمان درب و داغونه.

22
00:02:15,670 --> 00:02:18,569
‫حالا توی مناطق آزاد باید
‫خلاقیت به خرج میدادی ...

23
00:02:18,570 --> 00:02:19,799
‫باید تقلا کنی.

24
00:02:19,800 --> 00:02:23,292
‫ممکن بود یه نفر صبحانه‌تو بخوره.

25
00:02:24,440 --> 00:02:27,572
‫همینطور کیکهاتو.

26
00:02:28,580 --> 00:02:30,689
‫و حتی سُسهای تند کوفتیتُ.

27
00:02:30,690 --> 00:02:35,102
‫میدونی اون بیرون ما
‫تعریف دیگه‌ای از ارزش داشتیم.

28
00:02:36,420 --> 00:02:39,569
‫« نیروی زرهی اقیانوس » معمولا اگه نخوای ...

29
00:02:39,570 --> 00:02:42,839
‫جاهایی که نبایدُ سرک بکشی کاری به کارت ندارن.

30
00:02:42,840 --> 00:02:47,809
‫مثلا محوطه شکارچیهای از رده خارج شده.

31
00:02:47,810 --> 00:02:50,899
‫خطرهای بزرگ مساوی پاداش بزرگه ...

32
00:02:50,900 --> 00:02:54,479
‫و هیچی با ارزشتر از فناوری دزدیده شده شکارچیها نیست.

33
00:02:54,480 --> 00:02:59,412
‫دیوونه‌های زیادی اینجا هستن
‫که تلاش میکنن شکارچیهای خودشونُ بسازن.

34
00:03:01,090 --> 00:03:04,232
‫اما برای اینکار به قطعات نیاز دارن.

35
00:03:04,800 --> 00:03:09,152
‫پس اگه بتونی چیزیُ که هیچکس
‫دیگه‌ای نمیتونه بدزده، بدزدی ...

36
00:03:10,430 --> 00:03:13,762
‫میتونی مثل یه شاه زندگی کنی.

37
00:03:18,440 --> 00:03:19,979
‫مطمئنی اینجاست؟

38
00:03:19,980 --> 00:03:23,059
‫قبل از اینکه کابلهای برقُ از رده خارج کنند
‫برای اوراق میارن اینجا ...

39
00:03:23,060 --> 00:03:26,429
‫اما بعضی وقتا باتریهای پلاسما نسل
‫سومی رو اینجا جا میذارن.

40
00:03:26,430 --> 00:03:30,292
‫و این خیلی کمکمون میکنه.
‫این یکی هنوزم شارژ داره.

41
00:03:32,270 --> 00:03:34,459
‫بهتره امیدوار باشی.

42
00:03:34,460 --> 00:03:38,149
‫خیلی خب فقط آروم باش،
‫نمیخواد خیلی هیجان زده بشی.

43
00:03:38,150 --> 00:03:39,349
‫فقط دارم احتمالاتُ در نظر میگیرم.

44
00:03:39,350 --> 00:03:42,689
‫درحالی که داشتی از دست مافیای هنگ کنگ
‫فرار میکردی سر « برادا »رو کلاه گذاشتی.

45
00:03:42,690 --> 00:03:46,599
‫- اون یه سوءتفاهم بود.
‫- و از من هم دزدی کردی، از حیاط پشتی خودم.

46
00:03:46,600 --> 00:03:50,479
‫حالا من برات دزدی میکنم،
‫بهش میگن چرخه زندگی.

47
00:03:50,480 --> 00:03:53,869
‫- تو خوبی؟
‫- تو تحویل بده ...

48
00:03:53,870 --> 00:03:56,309
‫آره.

49
00:03:56,310 --> 00:04:00,612
‫- خوبیم.
‫- باشه.

50
00:04:06,840 --> 00:04:11,132
‫- بیا پولدار بشیم.
‫- خوبه.

51
00:04:19,190 --> 00:04:21,699
‫هدف قفل شد.

52
00:04:21,700 --> 00:04:24,422
‫کجاست؟

53
00:04:24,630 --> 00:04:27,239
‫هی مرد، آه فقط یه چیزی شده.

54
00:04:27,240 --> 00:04:30,309
‫میگه همینجاست، باید دقیقا همینجا باشه.

55
00:04:30,310 --> 00:04:33,342
‫خب میدونی چیه، بذار خودم ببینم چی شده.

56
00:04:35,030 --> 00:04:37,599
‫لطفا یه نفر اینُ بکشه.

57
00:04:37,600 --> 00:04:39,649
‫هدف در حال حرکت.

58
00:04:39,650 --> 00:04:43,169
‫نه اینجاست. صبر کن، صبر کن.
‫یه نفر دیگه هم اینجاست.

59
00:04:43,170 --> 00:04:45,589
‫باتری دست یه نفر دیگه‌ست.
‫حالا، بریم، زودباش!

60
00:04:45,590 --> 00:04:48,802
‫« جیک »! « جیک »! صبر کن!

61
00:04:49,220 --> 00:04:51,452
‫حروم...

62
00:04:53,110 --> 00:04:55,089
‫برو، برو، برو!

63
00:04:55,090 --> 00:04:57,382
‫پخش بشید.

64
00:05:17,680 --> 00:05:19,942
‫زودباش « جیک »!

65
00:05:24,380 --> 00:05:26,679
‫- رئیس، رفت اینطرف!
‫- عجله کن.

66
00:05:26,680 --> 00:05:29,612
‫دیدمش، دیدمش.

67
00:05:43,950 --> 00:05:48,622
‫« جیک »، « جیک »، « جیک »، آفرین.

68
00:05:55,350 --> 00:05:58,422
‫- آره، خوبیم!
‫- « جیک ».

69
00:05:59,470 --> 00:06:01,732
‫« جیک »، کثافته ...

70
00:06:03,720 --> 00:06:07,932
‫هدف قفل شد.

71
00:06:10,720 --> 00:06:14,112
‫هی، برگرد.

72
00:06:53,480 --> 00:06:56,602
‫هدف در حال حرکت.

73
00:07:32,890 --> 00:07:35,502
‫کمک کنید جنگُ ببریم.

74
00:07:37,190 --> 00:07:40,089
‫پایان نبرد « کایجو ».
‫نبرد « کایجو » تمام شد.

75
00:07:40,090 --> 00:07:44,202

76
00:08:26,890 --> 00:08:30,439
‫- چند سالته؟
‫- اینقدر بزرگ هستم که بزنمت.

77
00:08:30,440 --> 00:08:33,749
‫یه لحظه صبر کن، برگرد، برگرد عقب.

78
00:08:33,750 --> 00:08:36,679
‫- اینو خودت ساختی؟
‫- خودت چی فکر میکنی؟

79
00:08:36,680 --> 00:08:39,569
‫فکر کنم بتونم اسباب بازی
‫کوچیکتُ در ازای یه عالمه پول بفروشم.

80
00:08:39,570 --> 00:08:41,719
‫« اسکرپر » یه اسباب بازی نیست،
‫فروشی هم نیست.

81
00:08:41,720 --> 00:08:43,839
‫اونی که لوله دستشه میگه فروشیه.

82
00:08:43,840 --> 00:08:46,572
‫خب گوش کن ...

83
00:08:47,010 --> 00:08:50,042
‫- تو آوردیشون اینجا؟
‫- این غیرممکنه.

84
00:08:52,620 --> 00:08:54,922
‫حالا چه غلطی بکنیم؟

85
00:09:10,770 --> 00:09:13,062
‫زودباش، زودباش، زودباش.

86
00:09:13,430 --> 00:09:17,702
‫آره کار میکنه!

87
00:09:25,290 --> 00:09:27,469
‫هی! برو بیرون!
‫داری چیکار میکنی؟

88
00:09:27,470 --> 00:09:29,739
‫- نه، نه، وایسا.
‫- کجاست؟

89
00:09:29,740 --> 00:09:32,949
‫بهش دست نزن، هی!
‫داری چیکار میکنی؟

90
00:09:32,950 --> 00:09:34,389
‫- اون یکی کجاست؟
‫- اون یکی چی؟

91
00:09:34,390 --> 00:09:35,979
‫اون یکی کابین، یه شکارچی دو تا خلبان میخواد.

92
00:09:35,980 --> 00:09:38,459
‫« اسکرپر » اینقدر کوچک هست که
‫با یک رشته عصبی کار بکنه.

93
00:09:38,460 --> 00:09:40,419
‫یا خودت بیا بیرون یا بذار من برونمش.

94
00:09:40,420 --> 00:09:43,852
‫- بیا بیرون.
‫- برو بابا.

95
00:09:51,040 --> 00:09:53,579
‫- بهت گفتم اسباب بازی نیست.
‫- مارو به کشتن میدی.

96
00:09:53,580 --> 00:09:56,892
‫- میتونیم بریم بیرون.
‫- فعلا که من بردمش بیرون.

97
00:10:02,010 --> 00:10:04,982
‫اوه خدای من.

98
00:10:06,150 --> 00:10:08,149
‫این « آژاکس نوامبرِ ».

99
00:10:08,150 --> 00:10:10,469
‫خلبانهای شکارچی ثبت نشده ...

100
00:10:10,470 --> 00:10:13,479
‫« نیروی زرهی  اقیانوس » صحبت میکنه.

101
00:10:13,480 --> 00:10:17,802
‫خاموش کنید و از کابین خارج بشید.

102
00:10:18,920 --> 00:10:22,669
‫نه، نه، تسلیم نشو.
‫تو خیلی زود تسلیم میشی.

103
00:10:22,670 --> 00:10:25,322
‫اونا اینطوری فکر میکنن.

104
00:10:34,260 --> 00:10:36,552
‫وایسا.

105
00:10:38,270 --> 00:10:41,489
‫شما قانون دهم از فصل 14 رو نقض کردید.

106
00:10:41,490 --> 00:10:44,069
‫روشن کردن یک شکارچی ثبت نشده.

107
00:10:44,070 --> 00:10:45,669
‫- محکم بگیر!
‫- گرفتم.

108
00:10:45,670 --> 00:10:47,912
‫محکمتر بگیر.

109
00:10:58,810 --> 00:11:01,242
‫خدایی؟

110
00:11:02,310 --> 00:11:04,612
‫وایسا.

111
00:11:20,430 --> 00:11:21,939
‫دیدی؟

112
00:11:21,940 --> 00:11:24,419
‫الان « آژاکس نوامبرُ » پیچوندم.

113
00:11:24,420 --> 00:11:27,582
‫- نخیر.
‫- بله.

114
00:11:29,250 --> 00:11:31,462
‫نپیچوندی.

115
00:11:32,410 --> 00:11:36,492
‫خیلی خب چیکار کنیم؟
‫و منم بیرون نمیرم.

116
00:11:36,500 --> 00:11:38,939
‫- یکی از اون باتریها اضافیه؟
‫- نه.

117
00:11:38,940 --> 00:11:40,879
‫- حالا که هستن.
‫- اما بهش نیاز داریم.

118
00:11:40,880 --> 00:11:41,889
‫برو روی سر « آژاکس ».

119
00:11:41,890 --> 00:11:44,702
‫- چی؟
‫- برو!

120
00:11:57,760 --> 00:12:00,002
‫خاموش کنید ...

121
00:12:05,660 --> 00:12:07,899
‫هشدار کاهش انرژی.
‫دوازده درصد.

122
00:12:07,900 --> 00:12:10,669
‫- بهت گفتم بهش نیاز داریم.
‫- جواب داد مگه نه؟

123
00:12:10,670 --> 00:12:13,212
‫یازده درصد.

124
00:12:15,960 --> 00:12:19,332
‫چقدر طول میکشه « آژاکس »
‫خودشُ خاموش روشن کنه؟

125
00:12:22,700 --> 00:12:25,442
‫همینقدر.

126
00:12:29,140 --> 00:12:34,152
‫خاموش کنید، این آخرین هشداره.

127
00:12:49,600 --> 00:12:52,922
‫خیلی خب! بریم.

128
00:13:02,890 --> 00:13:07,202
‫ببین با شکارچی من چیکار کردی عوضی.

129
00:13:18,040 --> 00:13:20,409
‫باید میذاشتی خودم برونمش.

130
00:13:20,410 --> 00:13:22,549
‫اوه الان تقصیر منه.

131
00:13:22,550 --> 00:13:25,249
‫تو مرکز فرماندهی منو لو دادی.

132
00:13:25,250 --> 00:13:27,649
‫- واو، مرکز فرماندهیت؟
‫- آره مرکز فرماندهیم.

133
00:13:27,650 --> 00:13:28,650
‫- ببخشید، ببخشید گفتی مرکز فرماندهیت.
‫- آره.

134
00:13:28,650 --> 00:13:32,479
‫و تو هم در جایگاهی نبودی که بیای
‫داخلُ بهم بگی چیکار کنم.

135
00:13:32,480 --> 00:13:34,669
‫- هر جا دلم بخواد میرم. دنیا عوض شده.
‫- آره چقدر هم موثر بود.

136
00:13:34,670 --> 00:13:35,849
‫ببین ما کجاییم.

137
00:13:35,850 --> 00:13:38,519
‫لب بالاییت و پایینت باید بهم
‫بچسبن و باهم رفیق بشن.

138
00:13:38,520 --> 00:13:43,149
‫باید لباتو ببندی، خب؟ خفه شو!
‫خفه شو! بحث دیگه تمومه.

139
00:13:43,150 --> 00:13:45,642
‫بچه اوراقی.

140
00:13:49,450 --> 00:13:52,169
‫- چرا ساختیش؟
‫- نمیخواستی خفه شم؟

141
00:13:52,170 --> 00:13:55,539
‫گفتی نمیخوای بفروشیش،
‫پس چه غلطی میخواستی بکنی؟

142
00:13:55,540 --> 00:13:58,152
‫تا بانک چیزی بزنی؟

143
00:13:58,920 --> 00:14:03,049
‫ساختمش چون اونا
‫یه روزی برمیگردن.

144
00:14:03,050 --> 00:14:04,739
‫« کایجو ».

145
00:14:04,740 --> 00:14:07,109
‫اگه برگردن صبر نمیکنم تا یه نفر ...

146
00:14:07,110 --> 00:14:10,182
‫بیاد منو نجات بده.

147
00:14:11,940 --> 00:14:14,632
‫دیگه نه.

148
00:14:21,980 --> 00:14:24,469
‫هی، بریم.

149
00:14:24,470 --> 00:14:27,259
‫نمیخوام در موردش حرف بزنم،
‫این احمقانه‌ست.

150
00:14:27,260 --> 00:14:30,162
‫من این حقُ دارم که سکوت کنم ...

151
00:14:43,660 --> 00:14:45,952
‫سلام « جیک ».

152
00:14:47,220 --> 00:14:49,209
‫بازم اینجاییم.

153
00:14:49,210 --> 00:14:51,689
‫فقط یکم بدشانسی آوردم.

154
00:14:51,690 --> 00:14:55,639
‫پدرت قبلا میگفت شانس
‫و اقبال دست آدماست.

155
00:14:55,640 --> 00:14:57,479
‫آره خب، بابا خیلی چیزا میگفت.

156
00:14:57,480 --> 00:14:59,839
‫تورو با یه شکارچی سرکش دستگیر کردن.

157
00:14:59,840 --> 00:15:02,539
‫یه لحظه صبر کن، اون شکارچی من نبود.
‫یه علف بچه هست که ...

158
00:15:02,540 --> 00:15:07,749
‫تو سابقه داری این موضوع جدیه.

159
00:15:07,750 --> 00:15:10,019
‫واسه همین میخوام خواهر بزرگه‌ام ...

160
00:15:10,020 --> 00:15:11,849
‫یه بار دیگه منو از اینجا نجات بده.

161
00:15:11,850 --> 00:15:13,709
‫فقط بار آخر.

162
00:15:13,710 --> 00:15:16,449
‫اونا نمیذارن همینطوری بری بیرون.

163
00:15:16,450 --> 00:15:18,789
‫اما شاید یه راه دیگه‌ای باشه.

164
00:15:18,790 --> 00:15:21,219
‫خب اومدم همینُ بشنوم،
‫اومدیم در مورد همین حرف بزنیم.

165
00:15:21,220 --> 00:15:23,549
‫راه دیگه، روشنم کن. چیکار باید بکنم؟

166
00:15:23,550 --> 00:15:26,499
‫دوباره استخدام شو و کاری
‫که شروع کردیُ تموم کن.

167
00:15:26,500 --> 00:15:29,489
‫من اینکارو نمیکنم. واسه دانشجو افسری
‫خیلی سنم بالا رفته.

168
00:15:29,490 --> 00:15:31,349
‫قرار نیست دانشجو افسری بشی.

169
00:15:31,350 --> 00:15:33,039
‫میخوام بهشون آموزش بدی.

170
00:15:33,040 --> 00:15:35,459
‫کیو آموزش بدم؟ چیو؟
‫من به هیچ بچه‌ای آموزش نمیدم.

171
00:15:35,460 --> 00:15:38,749
‫هواپیما برای انتقال هردوتون
‫به « مویولان » منتظره.

172
00:15:38,750 --> 00:15:39,939
‫هردمونون؟

173
00:15:39,940 --> 00:15:41,839
‫تو و اون سرباز جدید.

174
00:15:41,840 --> 00:15:44,062
‫« ماکو ».

175
00:15:49,070 --> 00:15:52,412
‫باورم نمیشه با هولوگرام منو پیچوند.

176
00:15:57,100 --> 00:15:59,699
‫آموزگاه خلبانی نیروی زرهی  دفاعی اقیانوس.

177
00:15:59,700 --> 00:16:04,112
‫پایگاه شاتردوم در مویلان، چین.

178
00:16:12,990 --> 00:16:15,529
‫آره، ببین چاره دیگه‌ای نداشتم.

179
00:16:15,530 --> 00:16:17,759
‫میدونم اما چرا من آخه؟

180
00:16:17,760 --> 00:16:19,819
‫برای برنامه‌شون از من چی میخوان؟

181
00:16:19,820 --> 00:16:21,799
‫تو یه شکارچی ساختی و هدایتش کردی.

182
00:16:21,800 --> 00:16:23,919
‫این آدما از این چیزا خوششون میاد.

183
00:16:23,920 --> 00:16:28,202
‫پس چرا من یه کارآموزم و تو شدی سواره نظام.

184
00:16:29,040 --> 00:16:31,592
‫« ولار اومگا ».

185
00:16:32,420 --> 00:16:38,102
‫اوه خدای من، این « ولار اومگا »ست.

186
00:16:38,170 --> 00:16:40,472
‫« اسکراپر ».

187
00:16:47,020 --> 00:16:48,789
‫حتما شوخیت گرفته.

188
00:16:48,790 --> 00:16:51,259
‫وقتی گفتن تو قراره بیای باورم نشد.

189
00:16:51,260 --> 00:16:54,249
‫- چطوری « نیت »؟
‫- سواره نظام « لمبرت » هستم.

190
00:16:54,250 --> 00:16:55,439
‫آره، عاشق شدم.

191
00:16:55,440 --> 00:16:57,729
‫خب اینجا پایگاه نظامیه،
‫میدونی که چطور کار میکنیم ...

192
00:16:57,730 --> 00:17:00,229
‫سواره نظام « پنته کاست ».

193
00:17:00,230 --> 00:17:04,949
‫- تو هم باید « آمارا نامانی » باشی.
‫- بله قربان، قربان سواره نظام.

194
00:17:04,950 --> 00:17:07,472
‫خب وقتشه مستقر بشین.

195
00:17:08,260 --> 00:17:12,362
‫و تا وقتی اینجا هستین سعی
‫کنین چیزی ندزدین.

196
00:17:13,010 --> 00:17:15,339
‫اون مو قشنگ تورو « پنته کاست » صدا زد؟

197
00:17:15,340 --> 00:17:17,739
‫همون « پنته کاست » گردن کلفت؟

198
00:17:17,740 --> 00:17:22,349
‫خلبان « کایوتی تانگو »، قهرمانی که
‫دنیارو نجات داد؟

199
00:17:22,350 --> 00:17:26,462
‫- فقط یه اسمه.
‫- آره، اسم باحالیه.

200
00:17:27,690 --> 00:17:31,599
‫تمرینات آموزشی ساعت 6 شروع میشه.
‫اگه دیر کنی کل روزُ از دست میدی.

201
00:17:31,600 --> 00:17:33,669
‫اگه عقب بیافتین، منتقل میشین ...

202
00:17:33,670 --> 00:17:35,469
‫همونجایی که سوارتون کردن.

203
00:17:35,470 --> 00:17:38,772
‫این « تیتان منجیِ ».

204
00:17:39,380 --> 00:17:43,069
‫و « ققنوس محافظ ».
‫اون سه نفره هدایت میشه.

205
00:17:43,070 --> 00:17:46,609
‫« شمشیر آتن ». من عاشق « شمشیر آتن » هستم.

206
00:17:46,610 --> 00:17:48,829
‫اون از بین همه‌شون سریعترینه،
‫میدونستی؟

207
00:17:48,830 --> 00:17:51,579
‫هشدار: از محوطه پرواز فاصله بگیرید.

208
00:17:51,580 --> 00:17:54,022
‫کدومش مال توِ؟

209
00:17:56,330 --> 00:17:58,862
‫جیپسی.

210
00:18:01,360 --> 00:18:04,219
‫تو خلبان « جیپسی انتقام جو » هستی؟
‫- قبلا بودم.

211
00:18:04,220 --> 00:18:07,369
‫تا وقتی که خلبان دوم یه پیشنهاد کاری
‫تو بخش محرمانه گرفت.

212
00:18:07,370 --> 00:18:09,329
‫« جولز ریس »، مهندس شکارچی.

213
00:18:09,330 --> 00:18:12,402
‫« آمارا »، کاراموز.

214
00:18:12,450 --> 00:18:13,839
‫« جیک ».

215
00:18:13,840 --> 00:18:17,839
‫- به نظر سواره نظام شدم.
‫- خیلی چیزا در موردت شنیدم « پنته کاست ».

216
00:18:17,840 --> 00:18:19,159
‫میدونی هنوزم رکورد دستته.

217
00:18:19,160 --> 00:18:20,560
‫- کدوم رکورد؟
‫- خفه شو.

218
00:18:20,860 --> 00:18:24,429
‫خب حالا چطور راضیت کردن برگردی؟
‫قطعا با پول نمیتونستن راضیت کنن.

219
00:18:24,430 --> 00:18:26,159
‫آره، داستانش طولانیه
‫اما اگه ...

220
00:18:26,160 --> 00:18:28,099
‫میخوای درموردش حرف بزنی،
‫میتونیم بعدا یه ...

221
00:18:28,100 --> 00:18:30,342
‫اون سرش شلوغه.

222
00:18:31,343 --> 00:18:32,343
‫سواره نظام.

223
00:18:34,810 --> 00:18:37,672
‫حواست پرت نشه « پنته کاست ».

224
00:18:41,950 --> 00:18:45,442
‫- بیخیال « رناتا » تو صورت نزن.
‫- ببخشید پسر.

225
00:18:48,150 --> 00:18:51,359

226
00:18:51,360 --> 00:18:54,379

227
00:18:54,380 --> 00:18:57,419

228
00:18:57,420 --> 00:18:58,689
‫سواره نظام رو عرشه.

229
00:18:58,690 --> 00:19:02,392
‫سیستم خودکار غیرفعال شد.

230
00:19:03,370 --> 00:19:06,849
‫کارآموزها، ایشون « آمارا نامانی » هستن.

231
00:19:06,850 --> 00:19:09,149
‫اون تو جلسات تمرینی کنار شما آموزش میبینه.

232
00:19:09,150 --> 00:19:12,439
‫و ایشون هم سواره نظام « پنته کاست » هستن.
‫اون به شما تو آموزش کمک میکنه ...

233
00:19:12,440 --> 00:19:15,859
‫تا وقتی که بتونم یه جایگزین برای
‫سواره نظام « بورک » پیدا کنم.

234
00:19:15,860 --> 00:19:18,162
‫سوالی دارین؟

235
00:19:18,940 --> 00:19:21,462
‫در خور پرسیدن ندارن.

236
00:19:23,660 --> 00:19:26,889
‫« مالیکوا »، « ناماریُ » برای تمرین آماده کن.

237
00:19:26,890 --> 00:19:30,772
‫- بله قربان!
‫- ادامه بدین.

238
00:19:34,100 --> 00:19:36,219
‫« پنته کاست ».

239
00:19:36,220 --> 00:19:38,209
‫قراره یه « پنته کاست » آموزشمون بده.

240
00:19:38,210 --> 00:19:42,259
‫خب که چی؟
‫کسی که مُرد تا شکافُ ببنده اون نبود.

241
00:19:42,260 --> 00:19:44,549
‫اون هرگز تو هیچ نبردی نبوده.

242
00:19:44,550 --> 00:19:46,549
‫واسه راند دو حاضری؟

243
00:19:46,550 --> 00:19:50,262
‫هی اینو دیدی؟

244
00:19:51,560 --> 00:19:55,029
‫- خب حالا باید کجا ...
‫- شنیدم تو شکارچی خودتُ ساختی.

245
00:19:55,030 --> 00:19:58,589
‫راستش آره، « اسکرپر ».

246
00:19:58,590 --> 00:20:00,499
‫خودمم روندمش، با یه واحد تک نفره ...

247
00:20:00,500 --> 00:20:05,972
‫اگه میخوای آت آشغال سر هم کنی،
‫برو مکانیک شو، « مویلان » جای خلباناست.

248
00:20:07,020 --> 00:20:11,052
‫- هی بیا، من میارمش.
‫- ممنون.

249
00:20:12,330 --> 00:20:16,329
‫« جین های ». « اوی یانگ جین های ».
‫پس تو و « ویک » همین الان با هم رفیق شدین ها؟

250
00:20:16,330 --> 00:20:19,689
‫« ویک » مخفف « ویکتوریاست »، اما
‫خوشش نمیاد اینطوری صداش کنی.

251
00:20:19,690 --> 00:20:20,999
‫هی، مشکل اون چیه؟

252
00:20:21,000 --> 00:20:23,549
‫تو تست ورودی سه تا گلوله خورد.

253
00:20:23,550 --> 00:20:25,329
‫اصلا خوشش نمیاد تو
‫همینطوری اومدی اینجا.

254
00:20:25,330 --> 00:20:26,439
‫هی، تقصیر من چیه.

255
00:20:26,440 --> 00:20:28,629
‫استخدامیا هیچوقت اون طرفا آفتابی نمیشن.

256
00:20:28,630 --> 00:20:31,739
‫- هی، روسی بلدی حرف بزنی؟
‫- نه.

257
00:20:31,740 --> 00:20:33,889
‫خودم یادت میدم، آرومش میکنه.

258
00:20:33,890 --> 00:20:37,142
‫زودباش، بیا حاضرت کنیم.

259
00:21:08,350 --> 00:21:11,569
‫هشدار، نیم کره از تعادل خارج شده.

260
00:21:11,570 --> 00:21:15,792
‫- باید دوباره متصل بشیم.
‫- میدونم سعی میکنم!

261
00:21:23,990 --> 00:21:25,949
‫غیرفعال شدن.

262
00:21:25,950 --> 00:21:28,789
‫- نمیفهمم.
‫- خیلی مزخرفه.

263
00:21:28,790 --> 00:21:32,362
‫شبیه سازهماهنگی شکست خورد.

264
00:21:33,410 --> 00:21:34,609

265
00:21:34,610 --> 00:21:39,049
‫میدونی وقتی شنیدم « آژاکس نوامبرُ » پیچوندی ...

266
00:21:39,050 --> 00:21:43,099
‫فکر کردم شاید یه چیزهای بلدی.
‫اما الان مطمئن نیستم.

267
00:21:43,100 --> 00:21:45,739
‫چطور تو این کوفتی باید هماهنگ بشم؟

268
00:21:45,740 --> 00:21:47,009
‫بوی جوراب میده.

269
00:21:47,010 --> 00:21:49,619
‫ازت نخواستم بهونه بیاری کارآموز.

270
00:21:49,620 --> 00:21:52,869
‫تو اونو گذاشتی جلو « کایجو » که
‫خلبانهای ماهریو ناکار کرده.

271
00:21:52,870 --> 00:21:54,399
‫با منطق جور در نمیاد.

272
00:21:54,400 --> 00:21:57,872
‫خب شاید اون تنها کسی نیست که
‫به اینجا تعلق نداره.

273
00:21:58,250 --> 00:22:00,819
‫ببین « نیت » میدونم تو
‫با من مشکل داری ...

274
00:22:00,820 --> 00:22:02,569
‫اما بیخیال، اون فقط یه بچه‌ست.

275
00:22:02,570 --> 00:22:05,029
‫ما هم بودیم، مسئله همینجاست.

276
00:22:05,030 --> 00:22:07,569
‫تا وقتی جوون هستی ارتباط
‫قویتری ایجاد میشه.

277
00:22:07,570 --> 00:22:09,659
‫- و همچین اتصالی ...
‫- خلبانای هماهنگ تری میسازه.

278
00:22:09,660 --> 00:22:14,202
‫آره اینو یادم هست، ممنون.

279
00:22:14,370 --> 00:22:16,359
‫« ریوچی، ریناتا » نوبت شماست.

280
00:22:16,360 --> 00:22:19,792
‫به تازه کار نشون بدین چطور انجام میدیم.

281
00:22:32,430 --> 00:22:36,172
‫این چه کوفتیه پوشیدی؟

282
00:22:36,640 --> 00:22:38,729
‫« جولز » خوشش میاد، آره بهم
‫گفت خیلی خوبه بالاخره ...

283
00:22:38,730 --> 00:22:40,859
‫یه نفر با سلیقه پوشش خوب این طرفا هست.

284
00:22:40,860 --> 00:22:43,889
‫تقصیر دختره نیست، من جذابم.

285
00:22:43,890 --> 00:22:47,752
‫- نوشیدنی میخوری؟
‫- البته.

286
00:22:49,680 --> 00:22:51,309
‫ممنون.

287
00:22:51,310 --> 00:22:55,692
‫- بستنی طبقه بالاست.
‫- بله.

288
00:22:56,040 --> 00:22:59,189
‫خب یه بار دیگه تلاش میکنی ها؟
‫میخوای به بابات ثابت کنی اشتباه میکرد؟

289
00:22:59,190 --> 00:23:02,039
‫نه فقط اومدم ببینم ریشت در اومده یا نه.

290
00:23:02,040 --> 00:23:04,159
‫اوه به نظرم که خوب شده.

291
00:23:04,160 --> 00:23:06,769
‫آره خیلی با جذبه شده،
‫بچه ها حتما عاشقشن.

292
00:23:06,770 --> 00:23:10,469
‫« جیک » این بچه ها از ما الگو میگیرن.

293
00:23:10,470 --> 00:23:13,679
‫باید بهشون نشون بدیم میتونیم با هم کار کنیم.

294
00:23:13,680 --> 00:23:15,959
‫خب، جنگ ده سال پیش تموم شد.

295
00:23:15,960 --> 00:23:18,979
‫دیگه باید بیخیالش بشی، فقط بیخیال ...

296
00:23:18,980 --> 00:23:22,542
‫بعد از اینکه فهمیدی باید ...

297
00:23:22,950 --> 00:23:25,212
‫آره...

298
00:23:26,290 --> 00:23:27,569
‫ببخشید.

299
00:23:27,570 --> 00:23:29,829
‫باید هدف دشمنتُ درک کنی ...

300
00:23:29,830 --> 00:23:31,709
‫تا بدونی شکستشون دادی.
‫ما هنوز شکستشون ندادیم.

301
00:23:31,710 --> 00:23:33,999
‫نه، میتونم کمک کنم درک کنی.

302
00:23:34,000 --> 00:23:35,929
‫فکر کنم این مربوط به همون هیولاهای ...

303
00:23:35,930 --> 00:23:38,169
‫گنده‌ای میشه که فرستادن بزن
‫دهن مارو سرویس کنند.

304
00:23:38,170 --> 00:23:42,009
‫نه، پیشروها نمیان چندتا « کایجو » بفرستن ...

305
00:23:42,010 --> 00:23:43,819
‫تا چندتا شهرو نابود کنند تا
‫نسل انسانُ منقرض کنند.

306
00:23:43,820 --> 00:23:45,919
‫ببین من باهات مشکلی ندارم مرد.

307
00:23:45,920 --> 00:23:47,189
‫باید انتخاب میکردم.

308
00:23:47,190 --> 00:23:50,099
‫باید بین زندان و قیافه خوشگلت یکیُ انتخاب میکردم.

309
00:23:50,100 --> 00:23:51,759
‫من قیافه‌تو انتخاب کردم.

310
00:23:51,760 --> 00:23:53,919
‫خب تحت تاثیر قرار گرفتم.

311
00:23:53,920 --> 00:23:55,639
‫مگه چقدر چاشنی میخوری؟

312
00:23:55,640 --> 00:23:59,552
‫با چاشنی های من کار نداشته باش.
‫چاشنی مث ناموسم میمونه.

313
00:23:59,720 --> 00:24:01,399
‫خب این کارآموزا چقدر تمرین میخوان؟

314
00:24:01,400 --> 00:24:03,779
‫چند ماه بعدش فارق التحصیل میشن؟

315
00:24:03,780 --> 00:24:06,249
‫- شش ماه.
‫- باشه، بهت میگم چی ...

316
00:24:06,250 --> 00:24:08,659
‫هر بار که خواستی یه حرف
‫سربازی بهشون بزنی ...

317
00:24:08,660 --> 00:24:09,809
‫من با سرم تایید میکنم...

318
00:24:09,810 --> 00:24:11,929
‫یا میگم "آره، همین که این گفت".

319
00:24:11,930 --> 00:24:14,079
‫بعد خیلی سریع اونا میشن خلبان.

320
00:24:14,080 --> 00:24:17,232
‫- منم برمیگردم سر زندگیم.
‫- عالیه!

321
00:24:18,960 --> 00:24:20,989
‫شاید زودتر از اونی که فکر کنی برگردی.

322
00:24:20,990 --> 00:24:24,089
‫- چطور مگه؟
‫- کله گنده ها فردا میان.

323
00:24:24,090 --> 00:24:28,009
‫« شائو » و تیمش میخوان از یه برنامه
‫کنترل از راه دور رونمایی کنند.

324
00:24:28,010 --> 00:24:33,072
‫- ممکنه هممون بیکار بشیم.
‫- به نظر قراره مجانی از زندون در برم.

325
00:24:34,560 --> 00:24:38,852
‫میدونی، هرچی دلت میخواد مقاومت کن ...

326
00:24:39,030 --> 00:24:42,942
‫اما هردو میدونیم تو
‫میتونستی خیلی موفق بشی.

327
00:25:01,240 --> 00:25:03,169
‫اون خیلی اهل دست دادن نیست.

328
00:25:03,170 --> 00:25:04,369
‫دکتر « نیوتن گایزلر » ...

329
00:25:04,370 --> 00:25:06,759
‫مدیر تحقیقات و توسعه شرکت « شائو ».

330
00:25:06,760 --> 00:25:10,892
‫چه لباسهای فرم خوبی تنت کردی.

331
00:25:21,860 --> 00:25:24,109
‫این شد یه قیافه درست حسابی.

332
00:25:24,110 --> 00:25:27,939
‫فکر کنم از لباس زندان بهتره، شاید.

333
00:25:27,940 --> 00:25:29,539
‫ببخشید؟ این خودشه؟

334
00:25:29,540 --> 00:25:31,799
‫تو باید خودش باشه نه؟
‫تو پسر « استاکر » هستی.

335
00:25:31,800 --> 00:25:34,869
‫هی! من « نیوتون » هستم،
‫من خیلی طرفدار پدرت بودم.

336
00:25:34,870 --> 00:25:36,589
‫سخنران بی نظیری بود.

337
00:25:36,590 --> 00:25:38,079
‫شنیدی منو بابات آخر الزمانُ متوقف کردیم.

338
00:25:38,080 --> 00:25:39,989
‫- « نیوتون ».
‫- « هرمن ».

339
00:25:39,990 --> 00:25:41,619
‫امیدوار بودم یه سری بزنی.

340
00:25:41,620 --> 00:25:44,449
‫میخواستم روی یه آزمایشی که داشتم
‫کار میکردم کمکم کنی.

341
00:25:44,450 --> 00:25:47,969
‫فقط یه لحظه وقتتُ میگیره،
‫میدونم سرت شلوغه.

342
00:25:47,970 --> 00:25:50,619
‫نمیخواستم مزاحمت بشم ولی ...

343
00:25:50,620 --> 00:25:52,609
‫بیخیال تو هیچوقت مزاحمم نیستی، ینی ...

344
00:25:52,610 --> 00:25:55,139
‫ما تو ذهن همدیگه بودیم مگه نه؟

345
00:25:55,140 --> 00:25:58,999
‫ما دنیارو نجات دادیم، ما
‫با هم وارد یه « کایجو » شدیم.

346
00:25:59,000 --> 00:26:01,839
‫میدونی، اگه با مغز اون « کایجو »
‫ور نمیرفتیم ...

347
00:26:01,840 --> 00:26:03,649
‫« ریلا » هیچوقت نمیتونست اون شکافُ ببنده.

348
00:26:03,650 --> 00:26:06,199
‫فقط کار خودم و خودت بود.

349
00:26:06,200 --> 00:26:09,629
‫از نظر فنی بیشتر کار من بود اما
‫میتونیم سریع ...

350
00:26:09,630 --> 00:26:11,869
‫عملیاتی شدن ...

351
00:26:11,870 --> 00:26:15,709
‫شکارچیها، عملیاتی شدن اونها برای
‫نبرد زمان زیادی میبره.

352
00:26:15,710 --> 00:26:18,669
‫اون میزان خسارتی که یه « کایجو »
‫میتونه تحمل کنه ینی ...

353
00:26:18,670 --> 00:26:22,902
‫اه اینجاست، فکر کنم راه حلُ پیدا کردم.

354
00:26:24,430 --> 00:26:28,132
‫میدونی که نمیتونم دست خطتتو ...

355
00:26:28,410 --> 00:26:33,069
‫سوخت پیشران، ها؟ آره نه.

356
00:26:33,070 --> 00:26:36,849
‫هیچ جای دنیا همچین قدرت شتابی نمیتونی پیدا کنی.

357
00:26:36,850 --> 00:26:39,762
‫نه از این دنیا.

358
00:26:42,810 --> 00:26:45,479
‫- حالا.
‫- این خون « کایجوِ »؟

359
00:26:45,480 --> 00:26:47,609
‫دقیقا.

360
00:26:47,610 --> 00:26:50,969
‫من کشف کردم که خون « کایجو » وقتی ...

361
00:26:50,970 --> 00:26:52,949
‫با عناصر زمینی آمیخته میشه
‫به شدت واکنش پذیره.

362
00:26:52,950 --> 00:26:56,039
‫- سریم، لانتانیم، گادولینیم.
‫- میدونم.

363
00:26:56,040 --> 00:26:58,019
‫نمیتونی با همچین چیزهای در بیافتی.

364
00:26:58,020 --> 00:26:59,149
‫ممکنه خودتو منفجر کنی.

365
00:26:59,150 --> 00:27:01,789
‫هیچکس بیشتر از تو در مورد
‫پیکرشناسی « کایجو »ها چیزی نیدونه.

366
00:27:01,790 --> 00:27:05,189
‫- اگه بتونی یه نگاهی بندازی.
‫- نه « هرمن » باید همینجا بس کنی.

367
00:27:05,190 --> 00:27:07,949
‫ببین هیچکدوم از اینا اهمیتی نداره.
‫وقتی پهپادهای رئیس من ...

368
00:27:07,950 --> 00:27:10,469
‫تایید بشه، زمان عملیاتی شدن.
‫هیچ کدوم از اینا دیگه مهم نیست.

369
00:27:10,470 --> 00:27:15,089
‫تا یه سال آینده همه جا پهپاد میبینیم.

370
00:27:15,090 --> 00:27:16,789
‫پس به من کمک نمیکنی؟

371
00:27:16,790 --> 00:27:19,969
‫ببین، چرا تو خونه من
‫سر میز شام صحبت نکنیم، باشه؟

372
00:27:19,970 --> 00:27:21,599
‫میتونی بالاخره با « آلیس » هم ملاقات کنی.

373
00:27:21,600 --> 00:27:26,602
‫من وعده غذایی نمیخوام « نیوتون ». فقط
‫برای یه مشکل مشخص راه حل لازم دارم.

374
00:27:26,730 --> 00:27:30,199
‫منو کار دارن رفیق، ببخشید انجام وظیفه ست.

375
00:27:30,200 --> 00:27:31,869
‫خوشحال شدم دیدمت.

376
00:27:31,870 --> 00:27:34,942
‫« نیوتون ».

377
00:27:37,560 --> 00:27:42,119
‫از وقتی وارد مغز حال بهم زنه اون « کایجو » شدیم ...

378
00:27:42,120 --> 00:27:46,992
‫هنوزم دارم از اون شب کابوس میبینم.

379
00:27:47,760 --> 00:27:53,122
‫اما خیلی حال داد، مگه نه؟

380
00:28:11,160 --> 00:28:14,812
‫میدونم زبونم بده، آره
‫ما تو آزمایشگاه کار میکردیم.

381
00:28:16,080 --> 00:28:20,382
‫یه سری ایده احمقانه در مورد نصب
‫سوخت پیشران روی شکارچی.

382
00:28:29,040 --> 00:28:31,952
‫اون مرد کاملا بی آزاره.

383
00:28:32,980 --> 00:28:37,599
‫میتونی دوباره بگی، فقط
‫80 درصد آرومتر؟

384
00:28:37,600 --> 00:28:42,752
‫گفتم کاری نکن وفاداریتو زیر سوال ببرم، مفهومه؟

385
00:28:43,530 --> 00:28:45,882
‫سوالت چیه؟

386
00:28:46,660 --> 00:28:49,482
‫ببین، من که در هر حال با
‫اون یارو خیلی حرف نمیزنم.

387
00:28:55,410 --> 00:28:58,829
‫پهپادهای من گامی جدید
‫در تحول شکارچیها ایجاد میکنه.

388
00:28:58,830 --> 00:29:01,809
‫سیستمی که من طراحی کردم دستوراتشو ...

389
00:29:01,810 --> 00:29:03,749
‫در یک هسته‌ی کوانتومی تجزیه و تحلیل میکنه.

390
00:29:03,750 --> 00:29:08,689
‫به این معناست که فقط یک خلبان
‫میتونه از راه دور ...

391
00:29:08,690 --> 00:29:11,099
‫پهپادُ از هرجای دنیا کنترل کنه.

392
00:29:11,100 --> 00:29:13,869
‫به محض اینکه شورا عملیات
‫اجرا رو تایید بکنه ...

393
00:29:13,870 --> 00:29:16,849
‫بر اساس گزارش نهایی معاون ژنرال « موری » ...

394
00:29:16,850 --> 00:29:19,849
‫روزهای دشوار تمرینات هماهنگی ...

395
00:29:19,850 --> 00:29:22,929
‫بین خلبانان دیگه به تاریخ میپیونده.

396
00:29:22,930 --> 00:29:25,559
‫و فکر میکنی یه مشت پشت میز نشین علاف از ما بهترن؟

397
00:29:25,560 --> 00:29:27,729
‫ما نیومدیم شمارو کنار بگذاریم.

398
00:29:27,730 --> 00:29:31,989
‫همکاری با برنامه ما یک
‫مسئله حیاتیه.

399
00:29:31,990 --> 00:29:36,199
‫- سوالی هست؟
‫- آره من یه سوال دارم.

400
00:29:36,200 --> 00:29:38,799
‫ما خلبانیم نه یه
‫مشت کارمند اداره.

401
00:29:38,800 --> 00:29:42,112
‫و حالا دارن داد میزنن.
‫نیازی به داد زدن نیست.

402
00:29:46,990 --> 00:29:48,729
‫خیلی ضایع شد.

403
00:29:48,730 --> 00:29:51,339
‫خب تا کی قراره جمع کنن برن که من برم خونه؟

404
00:29:51,340 --> 00:29:53,919
‫من به فناوریشون اعتماد ندارم.
‫اقلا هنوز نه.

405
00:29:53,920 --> 00:29:56,009
‫اوه به نظر من که قشنگ بود.

406
00:29:56,010 --> 00:29:59,809
‫سیستمهای کنترل از راه دور
‫قابل نفوذ و هک شدنیه.

407
00:29:59,810 --> 00:30:02,229
‫رای اصلی با تو دیگه نه؟

408
00:30:02,230 --> 00:30:04,809
‫خب راحت باش، تصمیم با توِ.

409
00:30:04,810 --> 00:30:08,019
‫ای کاش میتونستم همینطوری تاییدشون کنم.

410
00:30:08,020 --> 00:30:12,439
‫تقریبا نیمی از شورا با « لی ون » موافقن.

411
00:30:12,440 --> 00:30:15,349
‫اونا از تصمیم من خوششون نمیاد.

412
00:30:15,350 --> 00:30:17,279
‫کی اهمیت میده اونا از چی خوششون میاد ...

413
00:30:17,280 --> 00:30:18,829
‫و از چی خوششون نمیاد؟

414
00:30:18,830 --> 00:30:21,159
‫میدونی چیه؟ منم باهات میام.

415
00:30:21,160 --> 00:30:24,529
‫برای حمایت معنوی، تازه
‫میخوام از اینجا برم بیرون.

416
00:30:24,530 --> 00:30:27,619
‫خوشحالم پیشنهاد دادی چون من درخواست دادم ...

417
00:30:27,620 --> 00:30:31,459
‫« چیپسی انتقام جو » به عنوان
‫نگهبان افتخاری در جلسه شورا حاضر بشه.

418
00:30:31,460 --> 00:30:33,159
‫میدونی « جیپسی » حقه « نیتِ ».

419
00:30:33,160 --> 00:30:36,619
‫خلبان کمکی اون برای « لی ون » کار میکنه.
‫اون به یه جدید نیاز داره.

420
00:30:36,620 --> 00:30:40,082
‫کسی که میدونی از قبل باهاش هماهنگه.

421
00:30:40,160 --> 00:30:43,719
‫خیلی خب، انجام میدم، هواتو دارم.

422
00:30:43,720 --> 00:30:45,679
‫اما میخوام وقتی اینو به « نیت » میگی اونجا باشم چون ...

423
00:30:45,680 --> 00:30:47,839
‫میخوام قیافه‌شو ببینم.
‫حتما خیلی عصبانی میشه.

424
00:30:47,840 --> 00:30:49,689
‫همینطوری اونجا وایمیسته اینطوری ...

425
00:30:49,690 --> 00:30:52,619
‫میگه "آره، فکر نکنم تو بدرد شکارچی بخوری « جیک » ...

426
00:30:52,620 --> 00:30:56,432
‫از شکارچی من برو بیرون، من
‫خوشتیپ و جذاب هستم."

427
00:30:56,820 --> 00:30:58,979
‫خوشتیپ جذاب هم هست لامصب.

428
00:30:58,980 --> 00:31:01,202
‫ممنونم « جیک ».

429
00:31:09,890 --> 00:31:14,802
‫سیدنی، استرالیا.

430
00:31:16,370 --> 00:31:20,249
‫خوش اومدید، امروز چه آفتابی داریم.
‫آخر هفته شهر ...

431
00:31:20,250 --> 00:31:22,359
‫عصر بخیر به همگی. « پیتر اورتورن » از ...

432
00:31:22,360 --> 00:31:24,509
‫از استودیو شماره نه در سیدنی با شماست با...

433
00:31:24,510 --> 00:31:28,189
‫آخرین آمار از تلفات نیروهای پلیس حداقل 49 نفر.

434
00:31:28,190 --> 00:31:31,469
‫طرفداران « کایجو » در حال شورش هستن
‫و سنگ و بطری پرتاب میکنند.

435
00:31:31,470 --> 00:31:35,289
‫نیروهای امنیتی در حال سرکوب ...

436
00:31:35,290 --> 00:31:38,589

437
00:31:38,590 --> 00:31:41,529
‫« جیپسی انتقام جو » من مارشال « چان » هستم.

438
00:31:41,530 --> 00:31:44,289
‫تنها کاری که باید بکنید اینه که
‫سرجای خودتون وایسید.

439
00:31:44,290 --> 00:31:48,039
‫- تمرکز کنید و تحت تاثیر قرار نگیرید.
‫- مفهومه قربان.

440
00:31:48,040 --> 00:31:49,539
‫آماده برای سقوط.

441
00:31:49,540 --> 00:31:53,672
‫در 3، 2، 1.
‫بندازین.

442
00:32:03,670 --> 00:32:05,942
‫« جیک ».

443
00:32:06,220 --> 00:32:08,229
‫هماهنگی پرواز بی ثبات.

444
00:32:08,230 --> 00:32:10,919
‫آروم باش، داره یادم میاد.

445
00:32:10,920 --> 00:32:12,689
‫مطمئنی؟

446
00:32:12,690 --> 00:32:13,459
‫سلولهای انرژی فعال شدند.

447
00:32:13,460 --> 00:32:15,729
‫هی « نیت » ما تو ذهن همدیگه هستیم ، یادته؟

448
00:32:15,730 --> 00:32:18,929
‫خیلی ممنون میشم اگه اینقدر
‫به « جولز » فکر نکنی.

449
00:32:18,930 --> 00:32:20,219
‫این اتفاق نمیافته.

450
00:32:20,220 --> 00:32:23,179
‫خب میدونم هنوزم میخوای رومو کم کنی.

451
00:32:23,180 --> 00:32:25,669
‫این اتفاق هم نمیافته.

452
00:32:25,670 --> 00:32:28,622
‫قراره روز طولانی باشه.

453
00:32:36,870 --> 00:32:40,622
‫وسیله نقلیه نزدیک میشه.

454
00:33:19,760 --> 00:33:23,592
‫- هشدار.
‫- از « جیپسی » به فرماندهی، شما هم اینو میبنین؟

455
00:33:36,640 --> 00:33:41,302
‫« جیپسی » فرماندهی صحبت میکنه.
‫هوشیار باشین که یک شکارچی سرکش داره میاد.

456
00:33:43,030 --> 00:33:45,549
‫خلبانهای شکارچی ثبت نشده ...

457
00:33:45,550 --> 00:33:48,879
‫خاموش کنید و همین الآن
‫از محفظه خارج بشید.

458
00:33:48,880 --> 00:33:54,192
‫تکرار میکنم، خاموش میکنم و از محفظه خارج بشید حالا.

459
00:33:54,980 --> 00:33:57,522
‫موشک شلیک شد.

460
00:34:17,410 --> 00:34:20,312
‫- هشدار کاهش انرژی.
‫- داریم انرژی از دست میدیم.

461
00:34:32,420 --> 00:34:37,062
‫« جیک » انرژی شکارچی اونها به اندازه مال شماست.

462
00:34:38,570 --> 00:34:41,002
‫داره ارتباطاتمونُ مختل میکنه.

463
00:34:43,330 --> 00:34:46,142
‫- « نیت ».
‫- افزایش انرژی.

464
00:35:58,550 --> 00:36:01,202
‫- چیکار کنیم؟
‫- هرکاری میکنم بکن.

465
00:36:16,330 --> 00:36:18,602
‫« ماکو » ضربه خورد.

466
00:36:19,320 --> 00:36:23,722
‫- باید حرکت کنیم.
‫- چرخش گرانشیُ فعال کن.

467
00:36:39,930 --> 00:36:43,819
‫هشدار، هشدار، هشدار چارلی 052 صحبت میکنه.

468
00:36:43,820 --> 00:36:46,249
‫ما مورد اصابت قرار گرفتیم
‫داریم سقوط میکنیم.

469
00:36:46,250 --> 00:36:48,622
‫- داریم سقوط میکنیم!
‫- در حال ارسال.

470
00:37:12,850 --> 00:37:16,362
‫- « ماکو »
‫- « جیک » وایسا!

471
00:38:41,020 --> 00:38:43,119
‫هماهنگی قطع شد.

472
00:38:43,120 --> 00:38:45,399
‫زودباش « سارا » یه کاری بکن.

473
00:38:45,400 --> 00:38:49,152
‫این مغز احمق.

474
00:38:57,940 --> 00:39:05,102
‫من زیاد با همدردیُ این چیزا آشنا نیستم ولی ...

475
00:39:05,170 --> 00:39:08,552
‫واقعا بابت اتفاقی که
‫برای خواهرت افتاد متاسفم.

476
00:39:08,980 --> 00:39:11,449
‫یا خواهر خونده‌ات؟

477
00:39:11,450 --> 00:39:15,389
‫آره خانواده‌ش تو حمله « اونیبابا » کشته شدن.

478
00:39:15,390 --> 00:39:17,639
‫پدر من اونو پیداش کرد.

479
00:39:17,640 --> 00:39:22,272
‫و اون خواهرم بود، خانواده‌ام بود.

480
00:39:22,420 --> 00:39:25,032
‫چرا لباستو درآوردی؟

481
00:39:25,880 --> 00:39:29,049
‫بعد از ماجرای سیدنی فکرم درگیر بود.

482
00:39:29,050 --> 00:39:31,369
‫فکر کنم فقط میخواستم راحت باشم.

483
00:39:31,370 --> 00:39:34,079
‫نذار سواره نظام « لمبرت » تورو تو این لباس ببینه.

484
00:39:34,080 --> 00:39:36,859
‫ممکنه چوب تو آستینت کنه.

485
00:39:36,860 --> 00:39:39,922
‫فک کنم مشکلی پیش نمیاد.
‫خیلی زور زد اینکارو بکنه.

486
00:39:41,140 --> 00:39:44,742
‫پس هنوزم دارن از « سارا » استفاده میکنن.

487
00:39:44,960 --> 00:39:47,999
‫نمیدونم چرا نمیتونم باهاش هماهنگ شم.

488
00:39:48,000 --> 00:39:52,369
‫بقیه کارآموزها سالهاست
‫دارن آموزش میبینن و من ...

489
00:39:52,370 --> 00:39:55,529
‫- اصلا دوست ندارم فکر کنن من کندم.
‫- باید آروم باشی.

490
00:39:55,530 --> 00:39:57,959
‫وگرنه تا آخر عمرت علاف همین میشی.
‫من کمکت میکنم.

491
00:39:57,960 --> 00:39:59,269
‫ممنون مربی.

492
00:39:59,270 --> 00:40:01,659
‫- بهم نگو مربی.
‫- باشه استاد.

493
00:40:01,660 --> 00:40:03,729
‫تمرکز کن.

494
00:40:03,730 --> 00:40:05,469
‫باید ارتباط خوب برقرار کنی.

495
00:40:05,470 --> 00:40:08,482
‫اگه همینطوری بخوای آدماس
‫بجوی نمیتونی اینکارو بکنی.

496
00:40:13,350 --> 00:40:16,309
‫- حاضری؟
‫- حاضرم.

497
00:40:16,310 --> 00:40:17,989
‫خیلی خب.

498
00:40:17,990 --> 00:40:20,972
‫ببینیم با هم هماهنگ میشیم یا نه.

499
00:40:23,880 --> 00:40:26,972
‫زودباش دختر، بگیرش.

500
00:40:29,780 --> 00:40:33,032
‫بزن زودباش.

501
00:40:34,560 --> 00:40:36,709
‫بارگذاری عصبی از حد مجاز عبور کرد.

502
00:40:36,710 --> 00:40:39,079
‫تمرکز کن « آمارا ».

503
00:40:39,080 --> 00:40:44,479
‫یادت باشه، هرچی ارتباطت
‫قویتر باشه بهتر میجنگی.

504
00:40:44,480 --> 00:40:46,802
‫همینه.

505
00:40:47,570 --> 00:40:52,692
‫بپسر عزیزم، زودباش، بپر.

506
00:40:53,060 --> 00:40:56,619
‫وارد خاطراتت نشو، فقط بذار عبور کنند.

507
00:40:56,620 --> 00:40:59,249
‫« آمارا » بپر اینطرف.

508
00:40:59,250 --> 00:41:04,519
‫آره زودباشین کنار هم. آماده؟
‫یک، دو سه، پنیر.

509
00:41:04,520 --> 00:41:07,369
‫گرفتم، میخوای ببینی؟

510
00:41:07,370 --> 00:41:09,782
‫یه لحظه.

511
00:41:11,720 --> 00:41:15,582
‫« آمارا » باید ازش جدا بشی.

512
00:41:17,100 --> 00:41:20,302
‫فقط به صدای من گوش کن.

513
00:41:20,320 --> 00:41:22,872
‫« آمارا »!

514
00:41:38,790 --> 00:41:42,032
‫- « آمارا »!
‫- بابایی.

515
00:41:42,110 --> 00:41:43,299
‫زودباش بپر.
‫« آمارا »!

516
00:41:43,300 --> 00:41:46,759
‫« آمارا »! باید ارتباطُ قطع کنیم.

517
00:41:46,760 --> 00:41:48,019
‫- بپر اینجا، زودباش.
‫- میترسم.

518
00:41:48,020 --> 00:41:50,509
‫عزیزم، میگیرمت.
‫قول میدم، زودباش.

519
00:41:50,510 --> 00:41:54,032
‫- زودباش، « آمارا »
‫- بپر.

520
00:41:59,040 --> 00:42:01,262
‫درش بیار.

521
00:42:03,820 --> 00:42:06,112
‫تو خوبی؟

522
00:42:10,220 --> 00:42:13,382
‫من اونجا بودم.

523
00:42:15,010 --> 00:42:17,882
‫حسش کردم.

524
00:42:18,990 --> 00:42:21,202
‫منم حسش کردم.

525
00:42:22,230 --> 00:42:25,302
‫« جیک » منم، تو اونجایی؟

526
00:42:25,670 --> 00:42:26,949
‫آره هستم.

527
00:42:26,950 --> 00:42:29,109
‫سریع بیا آزمایشگاه، مارشال
‫میخواد مارو ببینه.

528
00:42:29,110 --> 00:42:32,082
‫خیلی خب دارم میام.

529
00:42:32,550 --> 00:42:34,892
‫تو خوبی؟

530
00:42:45,430 --> 00:42:47,999
‫- این چیه؟
‫- یه پیام از طرف « ماکو ».

531
00:42:48,000 --> 00:42:50,099
‫داشت سعی میکرد از هلیکوپتر ...

532
00:42:50,100 --> 00:42:51,389
‫قبل از سقوطش اینو بفرسته.

533
00:42:51,390 --> 00:42:53,739
‫یه بسته اطلاعاتیه، پرتراکنش.

534
00:42:53,740 --> 00:42:55,729
‫اون شکارچی داشت ارتباطاتُ مختل میکرد.

535
00:42:55,730 --> 00:42:57,319
‫چطور سیگنالش تونست عبور کنه؟

536
00:42:57,320 --> 00:43:00,329
‫- نتونست، حداقل کامل عبور نکرده.
‫- پس از بین رفته.

537
00:43:00,330 --> 00:43:02,769
‫در زبان دیجیتالی از بین رفتن یه موضوع نسبیه.

538
00:43:02,770 --> 00:43:04,779
‫با اجرای یه الگوریتم اصلاح شده شاید بتونم ...

539
00:43:04,780 --> 00:43:08,102
‫چند مگابایتشو دوباره سازی کنم.

540
00:43:11,100 --> 00:43:13,362
‫بفرما.

541
00:43:14,570 --> 00:43:16,759
‫این یه « کایجوِ »؟

542
00:43:16,760 --> 00:43:21,162
‫بذار با آرشیو « نیروی زرهی  اقیانوس » بررسیش کنم.

543
00:43:24,510 --> 00:43:26,479
‫تو بانک اطلاعاتی که تطابقی نیست.

544
00:43:26,480 --> 00:43:29,789
‫بازم بگرد، هرچی که هست براش خیلی مهم بوده.

545
00:43:29,790 --> 00:43:31,609
‫میخوام بدونم چرا.

546
00:43:31,610 --> 00:43:35,482
‫میخوام بدونم کی اون شکارچی سرکشُ خلبانی میکرد.

547
00:43:39,070 --> 00:43:43,682
‫شرکت « شائو »، شانگهای چین.

548
00:43:53,980 --> 00:43:58,212
‫هی ببخشید که دیر کردم فکر کردم
‫شما هنوز تو سیدنی هستین.

549
00:44:02,840 --> 00:44:04,059
‫عالی شد.

550
00:44:04,060 --> 00:44:07,139
‫فکر میکردیم مشتاقتر از این حرفا باشی.

551
00:44:07,140 --> 00:44:09,269
‫آره نه، من آرومم، خیلی عالی شد.

552
00:44:09,270 --> 00:44:10,809
‫زمان بندی و این چیزها.

553
00:44:10,810 --> 00:44:12,909
‫با اون حمله ای که شد فکر کردم شاید ...

554
00:44:12,910 --> 00:44:16,822
‫من اونجا بودم، میدونم چه اتفاقی افتاد.

555
00:44:21,010 --> 00:44:23,972
‫ارتباط عصبی قطع شد.

556
00:44:26,260 --> 00:44:29,732
‫آره، فک کنم.

557
00:44:34,310 --> 00:44:38,839
‫اگه از این دید بهش نگاه کنی میشه گفت.

558
00:44:38,840 --> 00:44:42,132
‫ببخشید داری چیکار ...
‫اینجا چه خبر شده؟

559
00:44:45,110 --> 00:44:47,422
‫48 که...

560
00:44:48,150 --> 00:44:50,462
‫تمومش کن.

561
00:44:52,080 --> 00:44:54,442
‫مشکلی نیست ...

562
00:44:55,950 --> 00:44:57,679
‫فکر میکنی راهی نیست؟

563
00:44:57,680 --> 00:45:00,829
‫خیلی خب پس تو اخراجی،
‫باشه چطوره؟

564
00:45:00,830 --> 00:45:02,629
‫یا شاید ارتقاء درجه، نمیدونم.

565
00:45:02,630 --> 00:45:05,289
‫خواهیم دید چطور پیش میره.
‫فقط تمومش کن.

566
00:45:05,290 --> 00:45:07,562
‫بده من اینو.

567
00:45:26,630 --> 00:45:29,459
‫سلام عزیزم، من خونه‌م.

568
00:45:29,460 --> 00:45:33,019
‫ببخشید دیر کردم، اوضاع خیلی ...

569
00:45:33,020 --> 00:45:37,562
‫اوضاع امروز خیلی خراب بود، اتفاقی که
‫تو سیدنی افتاد.

570
00:45:38,010 --> 00:45:41,199
‫اونهمه آدم کشته، اصلا قشنگ نبود.

571
00:45:41,200 --> 00:45:44,109
‫رئیسم تقریبا کشته شد،
‫که میتونست بد باشه.

572
00:45:44,110 --> 00:45:46,239
‫یا شایدم نه، نمیدونم.

573
00:45:46,240 --> 00:45:48,909
‫راستش خیلی هم خوب میشد، این یکی ...

574
00:45:48,910 --> 00:45:51,779
‫همه‌ش به من گیر میده، ینی
‫یه لحظه هم منو ول نمیکنه.

575
00:45:51,780 --> 00:45:54,169
‫دارم غر میزنم، دیگه در مورد کار یا ...

576
00:45:54,170 --> 00:45:56,809
‫اون حرف نمیزنم، باید بیشتر
‫به خودمون فکر کنم.

577
00:45:56,810 --> 00:46:00,349
‫چطوره یکم خوش بگذرونیم؟

578
00:46:00,350 --> 00:46:02,572
‫روز تو چطور بود؟

579
00:46:03,310 --> 00:46:05,639
‫اوه عالیه.

580
00:46:05,640 --> 00:46:10,269
‫آره خیلی خوبه،
‫چی گفتی؟

581
00:46:10,270 --> 00:46:13,282
‫میخوای موسیقی گوش کنی؟

582
00:46:14,960 --> 00:46:21,222
‫چی میتونم بگم؟
‫تو دقیقا تو ذهن منی.

583
00:46:28,640 --> 00:46:32,719
‫اونا صداش میزنن « خشم آبسیدیان ».
‫تا حالا شکارچی مثل این نبوده.

584
00:46:32,720 --> 00:46:36,319
‫تو اخبار میگن میخوان برای مراسم یادبود
‫ده دوازده تا شکارچیُ مستقر کنن.

585
00:46:36,320 --> 00:46:38,349
‫وقتی مُردم دوست دارم همینقدر برام بفرستن.

586
00:46:38,350 --> 00:46:41,379
‫وقتی از اینجا اخراج شدی
‫بابات مجبورت میکنه جراحی پلاستیک کنی.

587
00:46:41,380 --> 00:46:43,189
‫اگه آقا جراحه سر برسه شکارچیا
‫جرات نمیکنن خودشونُ نشون بدن.

588
00:46:43,190 --> 00:46:45,599
‫- بابات چیکار میکنه؟
‫- اون جراح پلاستیکه.

589
00:46:45,600 --> 00:46:47,289
‫اونکه فقط با...

590
00:46:47,290 --> 00:46:49,839
‫من قرار نیست اخراج بشم.
‫من قراره یه خلبان بشم.

591
00:46:49,840 --> 00:46:54,259
‫با اینحال اگر هم بمیری شاید
‫یه شکارچی تو مراسم ختمت آوردن.

592
00:46:54,260 --> 00:46:56,819
‫شاید یه نصف شکارچی.

593
00:46:56,820 --> 00:46:59,329
‫شنیدم « آمارا »رو همینجا پیدا کردن.

594
00:46:59,330 --> 00:47:00,549
‫تو یه نصف شکارچی.

595
00:47:00,550 --> 00:47:02,499
‫اون یه شکارچی کامل بود.

596
00:47:02,500 --> 00:47:08,212
‫فقط خیلی بزرگ نبود « ویکتوریا ».

597
00:47:09,660 --> 00:47:12,812
‫بزرگتراش بهتره.

598
00:47:14,900 --> 00:47:18,919
‫- برو بمیر.
‫- الا چی گفتی؟

599
00:47:18,920 --> 00:47:23,082
‫گفتم "برو بمیر".
‫درست دارم میگم؟

600
00:47:25,650 --> 00:47:28,689
‫من هرروز پدرم در اومد تا
‫برسم اینجا، اما تو ...

601
00:47:28,690 --> 00:47:32,092
‫هیچکاری نکرد، تو رو از
‫وسط خیابون تو آت آشغالا پیدا کردن.

602
00:47:35,780 --> 00:47:37,509
‫میدونی از کجا یاد گرفتم؟

603
00:47:37,510 --> 00:47:41,662
‫- تو خیابون عوضی...
‫- سواره نظام اومد.

604
00:47:43,560 --> 00:47:45,519
‫- اون شروع کرد.
‫- اون جاش اینجا نیست.

605
00:47:45,520 --> 00:47:47,752
‫اهمیتی نمیدم.

606
00:47:48,840 --> 00:47:52,609
‫وقتی برای اولین بار به
‫این نیرو پیوستم مثل شما بودم.

607
00:47:52,610 --> 00:47:56,622
‫شاید بدتر، هیچکسی نبودم.

608
00:47:57,440 --> 00:48:03,409
‫اما اون زنی که قراره بریم مراسمش،
‫« ماکو موری » اون گفت، "شما هرکی که هستید...

609
00:48:03,410 --> 00:48:06,709
‫"لحظه ای که وارد برنامه شدید، بخشی از خانواده میشید."

610
00:48:06,710 --> 00:48:12,672
‫"و مهم نیست چیکار میکنن، مهم
‫نیست بعضی وقتها چقدر احمقانه رفتار میکنن..."

611
00:48:13,790 --> 00:48:17,809
‫"تو ببخششون و به کارت ادامه بده."

612
00:48:17,810 --> 00:48:22,689
‫پس اینجا باید به این حرف باور پیدا کنین.

613
00:48:22,690 --> 00:48:26,352
‫اونوقت میتونین به یه
‫شکارچی اعتماد کنید.

614
00:48:27,280 --> 00:48:29,409
‫هی، مارشال دنبال شماست.

615
00:48:29,410 --> 00:48:32,032
‫گفت « گاتلیب » یه چیزی پیدا کرد.

616
00:48:32,950 --> 00:48:36,259
‫این یه شیء نیست،
‫این یه مکانه.

617
00:48:36,260 --> 00:48:40,509
‫« سورنیا زملیا »، از شبه جزیره کوچیک سیبری.

618
00:48:40,510 --> 00:48:43,409
‫- تو « زملیا » چیه؟
‫- دیگه چیزی نیست.

619
00:48:43,410 --> 00:48:48,099
‫یه تاسیسات در این منطقه بود که
‫در گذشته برای تولید سلولهای انرژی ...

620
00:48:48,100 --> 00:48:50,829
‫شکارچیها در خلال جنگ استفاده میشد
‫اما سالها پیش از رده خارج شد.

621
00:48:50,830 --> 00:48:52,479
‫چرا « ماکو » باید در مورد یه تاسیسات متروکه ...

622
00:48:52,480 --> 00:48:54,779
‫وسط ناکجا آباد به ما اطلاعات بده؟

623
00:48:54,780 --> 00:49:00,972
‫قربان، به « جیپسی » ماموریت بدین تا بریم
‫بفهمیم اونجا چه خبره.

624
00:49:03,490 --> 00:49:07,802
‫سورنیا زملیا
‫سیبری.

625
00:49:30,290 --> 00:49:31,729
‫در حال بررسی.

626
00:49:31,730 --> 00:49:35,169
‫به نظر پیام « ماکو » یه بن بسته.

627
00:49:35,170 --> 00:49:37,149
‫اینجا متروکه‌ست.

628
00:49:37,150 --> 00:49:39,692
‫یه لحظه وایسا.

629
00:49:40,260 --> 00:49:45,172
‫- یه سری علائم عجیب اینجا هست.
‫- موشک داره میاد!

630
00:49:59,840 --> 00:50:02,622
‫پاشو بگیر.

631
00:50:39,160 --> 00:50:41,812
‫باید از اینجا خارج بشیم.

632
00:51:15,890 --> 00:51:18,402
‫توپ پلاسما.

633
00:51:24,580 --> 00:51:28,372
‫- فکر کنم عصبانیش کردیم.
‫- خوبه.

634
00:51:33,330 --> 00:51:37,132
‫- اون حرکت قدیمیمونُ یادت میاد؟
‫- معلومه.

635
00:51:49,070 --> 00:51:52,972
‫- به نظر صدمه دیده.
‫- بریم سراغ هسته انرژیش.

636
00:52:12,210 --> 00:52:14,602
‫هشدار.

637
00:52:41,130 --> 00:52:46,312
‫خلبانان « خشم آبسیدیان ».
‫تن لشتونُ از محفظه خلبان بیارین بیرون.

638
00:52:56,340 --> 00:52:59,092
‫این دیگه چه کوفتیه؟

639
00:53:05,220 --> 00:53:07,889
‫این قطعا یه « کایجوِ ».

640
00:53:07,890 --> 00:53:10,979
‫یه مغز ثانویه که برای کنترل
‫بخشهای پشتی استفاده میشد.

641
00:53:10,980 --> 00:53:13,129
‫- اونا چطور وارد دنیای ما شدن؟
‫- مدت 10 ساله هیچ شکافی وجود نداشته.

642
00:53:13,130 --> 00:53:15,029
‫حسگرها قطعا شناساییش میکردن.

643
00:53:15,030 --> 00:53:16,789
‫فکر نکنم هیچ شکافی وجود داشته باشه.

644
00:53:16,790 --> 00:53:22,319
‫گوشت بدن « کایجو » یه اثر مستقیم
‫رادیواکتیوی بخصوص داره.

645
00:53:22,320 --> 00:53:25,239
‫این نمونه خاص همچین اثری نداره.

646
00:53:25,240 --> 00:53:28,649
‫پس داری میگی این مال دنیای ماست.

647
00:53:28,650 --> 00:53:32,819
‫اثر انگشتهای ژنتیکی نشون میده از
‫فنون اصلاح پذیر زمینی ...

648
00:53:32,820 --> 00:53:36,419
‫که احتمالا از بدن « کایجو »های
‫باقی مونده از جنگ گرفته شده ساخته شده.

649
00:53:36,420 --> 00:53:39,772
‫« پیشرو »ها چنین کاری نکردند ...

650
00:53:40,440 --> 00:53:43,192
‫انسان اینکارو کرده.

651
00:53:47,670 --> 00:53:51,239
‫اون یه تیکه گوشت فاسد
‫داشته « خشم آبسیدیانُ » هدایت میکرده؟

652
00:53:51,240 --> 00:53:52,449
‫باید یه نگاهی به داخل بندازیم.

653
00:53:52,450 --> 00:53:55,659
‫- داخل؟
‫- اون چیز بخشی از « کایجوِ ».

654
00:53:55,660 --> 00:53:57,249
‫زودباشین بچه ها.

655
00:53:57,250 --> 00:54:00,029
‫دیگه کی فرصت میکنیم همچین چیزیو ببینیم؟

656
00:54:00,030 --> 00:54:01,879
‫هیچوقت، هیچوقت خیلی خوبه.

657
00:54:01,880 --> 00:54:07,589
‫- شما میتونین همینجا بمونید. من میرم.
‫- نه ، « آمارا »! « آمارا »!

658
00:54:07,590 --> 00:54:11,812
‫بچه ها، ما نباید اینجا باشیم.

659
00:54:17,540 --> 00:54:20,929
‫تمام سیستم نفوذ کرده.

660
00:54:20,930 --> 00:54:25,552
‫مث بافت ماهیچه.

661
00:54:26,430 --> 00:54:30,609
‫پس اینطوری میتونست اینقدر روون حرکت کنه.

662
00:54:30,610 --> 00:54:32,979
‫آره چه باحال.

663
00:54:32,980 --> 00:54:35,779
‫جراحی پلاستیک به نظر خیلی هم بد نمیاد.

664
00:54:35,780 --> 00:54:38,119
‫نورُ بگیر اینطرف.

665
00:54:38,120 --> 00:54:44,332
‫آره فقط بزن این « کایجوِ » عجیب غریبُ ناقص کن.

666
00:54:45,800 --> 00:54:50,392
‫- این چیه؟
‫- انگار یه جور ...

667
00:54:50,770 --> 00:54:53,929
‫- بهت گفتم نری...
‫- برو کمک بیار.

668
00:54:53,930 --> 00:54:56,752
‫کارمون تمومه.

669
00:54:59,590 --> 00:55:03,292
‫تیم امنیتی کارو ادامه میده،
‫کار ما تمومه.

670
00:55:08,680 --> 00:55:10,439
‫« جین های » حالش خوبه؟

671
00:55:10,440 --> 00:55:12,479
‫چندتا خراش برداشته اما آره، زنده میمونه.

672
00:55:12,480 --> 00:55:15,549
‫مارشال میخواد تعلیقش کنه،
‫« میلین و سورش » هم همینطور.

673
00:55:15,550 --> 00:55:18,739
‫- اونها اشتباه کردن، همه شون اخراج میشن.
‫- نه این تقصیر اونا نیست.

674
00:55:18,740 --> 00:55:21,219
‫- من قانعشون کردم ...
‫- متاسفم، من با مارشال حرف زدم ولی ...

675
00:55:21,220 --> 00:55:24,612
‫تو از برنامه مرخص میشی.

676
00:55:24,800 --> 00:55:29,182
‫- از اول هم جام اینجا نبود.
‫- واقعا؟

677
00:55:29,750 --> 00:55:33,512
‫من هم خیلی وقت پیش همین حرفُ میزدم.

678
00:55:35,729 --> 00:55:37,729
‫خب، راستش نمیخواستم اینجا باشم.

679
00:55:37,730 --> 00:55:39,059
‫هنوزم نمیخوام.

680
00:55:39,060 --> 00:55:43,529
‫- چرا ثبت نام کردی؟
‫- ما تو جنگ بودیم.

681
00:55:43,530 --> 00:55:46,119
‫پدرم داشت حمله‌رو رهبری میکرد و فکر کردم ...

682
00:55:46,120 --> 00:55:48,369
‫شاید بتونم بیشتر ببینمش.

683
00:55:48,370 --> 00:55:50,949
‫شاید بتونم باهاش خلبانی کنم.

684
00:55:50,950 --> 00:55:53,779
‫یه شب من و « نیت » امتحانی کردیم.

685
00:55:53,780 --> 00:55:56,679
‫کار خیلی احمقانه ای بود، حتی بخاطرش هم نمیارم.

686
00:55:56,680 --> 00:55:59,469
‫پس منم از یه نسل چهارمی قدیمی بالا رفتم ...

687
00:55:59,470 --> 00:56:02,659
‫تا بهش نشون بدم، برای خلبان
‫بزرگ شدن بهش نیازی ندارم.

688
00:56:02,660 --> 00:56:05,509
‫- این کارت واقعا دیوونگی بود.
‫- آره.

689
00:56:05,510 --> 00:56:06,849
‫تا کجا تونستی بری؟

690
00:56:06,850 --> 00:56:10,079
‫- تقریبا هفت قدم، کم و بیش.
‫- گفتم چقدر تونستی بری؟

691
00:56:10,080 --> 00:56:13,019
‫تقریبا دو قدم، بعدش بخاطر فشار بیهوش شدم.

692
00:56:13,020 --> 00:56:15,769
‫و بعد از اینکه بیدار شدم، اولین
‫چیزی که دیدم پدرم بود.

693
00:56:15,770 --> 00:56:18,749
‫اون درست روبه روی من وایساده بود
‫و حسابی عصبی بود.

694
00:56:18,750 --> 00:56:20,389
‫چی گفت؟

695
00:56:20,390 --> 00:56:22,899
‫اون گفت از برنامه خارج میشم، گفت من ...

696
00:56:22,900 --> 00:56:26,572
‫سزاوار روندن یه شکارچی نیستم،
‫ببین خیلی چیزها گفت.

697
00:56:28,480 --> 00:56:32,332
‫یه سال بعد، بابام مُرده بود.

698
00:56:32,550 --> 00:56:34,099
‫فرصت نکردم بهش ثابت
‫کنم اشتباه میکردم.

699
00:56:34,100 --> 00:56:37,989
‫و مهمتر از همه، نتونستم به خودم ثابت کنم.

700
00:56:37,990 --> 00:56:40,499
‫گوش کن چی میگم.

701
00:56:40,500 --> 00:56:44,189
‫نذار حرف مردم شخصیت تورو توصیف کنه.

702
00:56:44,190 --> 00:56:46,729
‫اصلا دلت نمیخواد بدونی این تورو تا کجا میکشونه.

703
00:56:46,730 --> 00:56:49,002
‫میفهمی؟

704
00:56:52,380 --> 00:56:54,429
‫و سرتو بالا بگیر ...

705
00:56:54,430 --> 00:56:55,679
‫اونوقت شاید بتونی ...

706
00:56:55,680 --> 00:56:59,249
‫به اندازه این قیافه تو
‫همچین شرایطی خوشتیپ باقی بمونی.

707
00:56:59,250 --> 00:57:02,099
‫جدی میگم، این قیافه خوب تنظیم شده.

708
00:57:02,100 --> 00:57:04,582
‫زیبایی هم برامون دردسر شده.

709
00:57:06,990 --> 00:57:09,732
‫تو طوریت نمیشه.

710
00:57:12,440 --> 00:57:15,859
‫شرکت شائو.

711
00:57:15,860 --> 00:57:17,699
‫چی؟

712
00:57:17,700 --> 00:57:21,799
‫فناوری که « خشم آبسیدیان » داره
‫متعلق به شرکت شائوست.

713
00:57:21,800 --> 00:57:23,219
‫این غیرممکنه.

714
00:57:23,220 --> 00:57:25,369
‫« جولز » و تیمش وجب به وجب
‫اون شکارچیُ بررسی کردن.

715
00:57:25,370 --> 00:57:30,382
‫عایق بندی مواد معدنی زرد در جهت
‫عقربه‌های ساعت تو کابلهای انتقال!

716
00:57:30,400 --> 00:57:33,219
‫« شائو » تنها شرکتیه که اینطوری سیمکشی میکنه.

717
00:57:33,220 --> 00:57:37,222
‫« آمارا »، از چیزی که داری
‫بهم میگی مطمئنی؟

718
00:57:38,560 --> 00:57:42,142
‫برای ساختن « اسکرپر » یه عالمه
‫ازشون دزدیدم.

719
00:57:43,420 --> 00:57:46,469
‫گفتم شاید مهم باشه.

720
00:57:46,470 --> 00:57:50,079
‫آره، متشکرم.

721
00:57:50,080 --> 00:57:52,039
‫تاسیسات « شائو ».

722
00:57:52,040 --> 00:57:55,329
‫- اونا حتی بخش زیستی هم ندارن.
‫- تا اونجایی که ما میدونیم نه.

723
00:57:55,330 --> 00:57:57,609
‫اون سیمها میتونه دزدی باشه،
‫درست مثل ...

724
00:57:57,610 --> 00:58:00,609
‫شکارچی « آمارا ». برای اینکه
‫اینو به « شائو » ربطش بدیم مدرک بیشتری میخوایم.

725
00:58:00,610 --> 00:58:01,729
‫« نیوتون » چی؟

726
00:58:01,730 --> 00:58:04,319
‫اون به اسناد داخلی و لیست محموله‌هاشون دسترسی داره.

727
00:58:04,320 --> 00:58:07,749
‫خیلی خب برو ببینش، سعی کن کسی نفهمه.

728
00:58:07,750 --> 00:58:09,769
‫ماموریت دارم؟ بالاخره.

729
00:58:09,770 --> 00:58:12,752
‫ما قضیه « نیوتونُ » به مارشال اطلاع میدیم.

730
00:58:12,940 --> 00:58:17,852
‫تاسیسات « شائو ».

731
00:58:46,280 --> 00:58:48,592
‫این منصفانه نیست.

732
00:58:50,530 --> 00:58:54,369
‫متاسفم. این حقت نبود.

733
00:58:54,370 --> 00:58:57,622
‫تقصیر من بود.

734
00:58:57,900 --> 00:59:01,062
‫این گردن خودمه.

735
00:59:09,940 --> 00:59:12,532
‫« آمارا ».

736
00:59:13,210 --> 00:59:16,289
‫شکارچی بعدی که میسازی ...

737
00:59:16,290 --> 00:59:19,402
‫از اون بزرگا باشه.

738
00:59:29,780 --> 00:59:31,599

739
00:59:31,600 --> 00:59:37,669
‫و حالا به تولید 100 درصدی بینقص رسیدیم آقایون.

740
00:59:37,670 --> 00:59:39,909
‫100 درصد بدون نقص، اینطوری کار
‫انجام میشه، خب؟

741
00:59:39,910 --> 00:59:41,899
‫بهتون گفتم موفق میشیم و شدیم.

742
00:59:41,900 --> 00:59:45,569
‫- مشکل فنی.
‫- من هماهنگی با پهپاد 375 دارم از دست میدم.

743
00:59:45,570 --> 00:59:48,689
‫چرا؟ چرا؟ بفهم چرا.

744
00:59:48,690 --> 00:59:53,762
‫ما اطلاعاتُ برای شورا میبریم.
‫تو برای انتقال آماده شو.

745
00:59:54,180 --> 00:59:56,722
‫یه لحظه بهم وقت بده.

746
01:00:07,650 --> 01:00:10,842
‫برو « جیپسیُ » بیار، برو!

747
01:00:21,210 --> 01:00:26,022
‫تمام خلبانها، سوار شکارچیهاتون بشین
‫و به مهاجمین حمله کنین.

748
01:00:40,420 --> 01:00:45,662
‫تو میتونی، باشه؟ آره آروم باش
‫فقط خونسرد باش.

749
01:00:46,350 --> 01:00:48,769
‫میدونم، دارم میرم اونجا، دارم میرم.

750
01:00:48,770 --> 01:00:51,579
‫« هرمن »، تو اینجا چیکار میکنی؟
‫چطور اومدی تو؟

751
01:00:51,580 --> 01:00:55,309
‫من مجوز عبور « نیروهای زرهی  اوقیانوسُ » دارم،
‫تازه همه به نظر سرشون گرمه ...

752
01:00:55,310 --> 01:00:59,182
‫مقابله با شکارچیهای قاتلی هستند
‫که رئیست آزادشون کرد.

753
01:01:27,340 --> 01:01:29,399
‫- اون ازت استفاده کرد.
‫- نه.

754
01:01:29,400 --> 01:01:31,719
‫اون تورو با پول و شهرت فریب داد.

755
01:01:31,720 --> 01:01:33,689
‫و درحالی که داشتی از
‫شهرتت لذت میبردی ...

756
01:01:33,690 --> 01:01:36,149
‫تحقیقاتُ برداشت و تورو دور زد.

757
01:01:36,150 --> 01:01:37,809
‫کمکم کن جلوشو بگیرم « نیوتون ».

758
01:01:37,810 --> 01:01:40,289
‫کمکم کن دنیارو نجات بدیم، مثل قدیما.

759
01:01:40,290 --> 01:01:42,319
‫ببخشید از نظر فنی دفعه
‫قبل تو به من کمک کردی.

760
01:01:42,320 --> 01:01:43,809
‫بیا همین الان اینو روشن کنیم.

761
01:01:43,810 --> 01:01:47,689
‫باشه، کمکم کن کمکت کنم تو
‫دنیارو نجات بدی، نظرت چیه؟

762
01:01:47,690 --> 01:01:51,672
‫میگم، میگم که شلیک نکنید!

763
01:01:53,140 --> 01:01:55,942
‫لعنتی، چرا این زبونُ یاد نمیگیرم.

764
01:01:58,150 --> 01:01:59,619
‫چه اتفاقی افتاده؟

765
01:01:59,620 --> 01:02:02,629
‫- اونا شکارچی هستن؟
‫- نه پهپادهای شرکت « شائو » هستن.

766
01:02:02,630 --> 01:02:06,102
‫- دارن چیکار میکنن؟
‫- نمیدونم، یهو دیوونه شدن.

767
01:02:06,710 --> 01:02:09,982
‫برگردین به اتاقهاتون، همین الآن.

768
01:02:11,340 --> 01:02:13,912
‫بله قربان!
‫برو، برو، برو!

769
01:02:18,450 --> 01:02:23,832
‫- از اینجا برین بیرون.
‫- زودباش، بلند شو.

770
01:02:34,190 --> 01:02:37,972

771
01:02:54,250 --> 01:02:57,439
‫- زودباش عجله کن!
‫- یکم کمک « هرمن ».

772
01:02:57,440 --> 01:03:01,792
‫بلدم چطوری از تفنگ استفاده کنم.

773
01:03:04,130 --> 01:03:05,822
‫متشکرم « نیوتون ».

774
01:03:05,823 --> 01:03:08,823
‫اگه به قوانین مدنی پایبند نبودم بهت کمک میکردم.

775
01:03:09,260 --> 01:03:14,542
‫خیلی خب، اگه بغل کردنت تموم شد،
‫بریم اون پهپادهارو درست کنیم، باشه؟

776
01:03:16,700 --> 01:03:19,629
‫همه از آزمایشگاه برن بیرون، وگرنه بهتون شلیک میکنم.

777
01:03:19,630 --> 01:03:21,629
‫دوبار بهتون شلیک میکنم.

778
01:03:21,630 --> 01:03:23,969
‫شماها رسما اخراجین.
‫برین بیرون.

779
01:03:23,970 --> 01:03:27,019
‫- چیکار کنیم؟ چطور جلوشُ بگیریم؟
‫- یه در پشتی هست « هرمن ».

780
01:03:27,020 --> 01:03:29,359
‫- به چی؟
‫- به زیرروال پهپادها.

781
01:03:29,360 --> 01:03:31,499
‫محض احتیاط من یه زیرروال اضافه کردم که ...

782
01:03:31,500 --> 01:03:33,449
‫برای مواقعی که خواستم بیام بازیگوشی کنم.

783
01:03:33,450 --> 01:03:36,119
‫بازیگوش عوضی.

784
01:03:36,120 --> 01:03:38,662
‫میدونم آره.

785
01:03:39,060 --> 01:03:42,299
‫تایید شد،
‫عملیات شکاف آغاز شد.

786
01:03:42,300 --> 01:03:44,319
‫الان چیکار کردی؟

787
01:03:44,320 --> 01:03:47,662
‫کاری که ده ساله میخواستم اجراش کنم.

788
01:03:49,490 --> 01:03:52,522
‫میخوام دنیارو نابود کنم.

789
01:03:52,810 --> 01:03:56,522
‫هونولولا هاوایی، آمریکا.

790
01:04:01,410 --> 01:04:03,509
‫هونولولا هاوایی،
‫شکاف شناسایی شد.

791
01:04:03,510 --> 01:04:07,322
‫هنگ کنگ، چین.
‫شکاف شناسایی شد.

792
01:04:08,010 --> 01:04:11,822
‫انکوراژ آلاسکا.
‫شکاف شناسایی شد.

793
01:04:28,190 --> 01:04:30,819
‫تمام خلبانها، چندین شکاف شناسایی شد.

794
01:04:30,820 --> 01:04:36,062
‫پهپادها درحال باز کردن
‫چندین شکاف در سطح اقیانوس آرام هستن.

795
01:04:46,340 --> 01:04:49,179
‫چرا اینکارو میکنی؟

796
01:04:49,180 --> 01:04:51,339
‫چرا اینکارو میکنم؟

797
01:04:51,340 --> 01:04:56,819
‫خب فکر کنم دوست دارم.
‫به صورت عادی این تو مرام من نیست.

798
01:04:56,820 --> 01:04:59,739
‫نمیدونم شاید، چون از نوع برخودت با من ...

799
01:04:59,740 --> 01:05:01,689
‫خوشم نمیاد اینکه باهام مث
‫یه آدم مسخره رفتار میکنی.

800
01:05:01,690 --> 01:05:06,139
‫شاید برای همین اون اینکارو کرد،
‫« هرمن » من اینکارو کردم.

801
01:05:06,140 --> 01:05:10,502
‫همینه، بفرما. مشکل همینجاست.

802
01:05:11,100 --> 01:05:15,199
‫نمیدونم این روزا خیلی تو حال خودم نیستم.

803
01:05:15,200 --> 01:05:17,672
‫تو.

804
01:05:23,240 --> 01:05:25,772
‫« پیشروها ».

805
01:05:27,240 --> 01:05:30,309
‫خیلی خوبه « هرمن ». خودت کشف کردی.

806
01:05:30,310 --> 01:05:32,199
‫و مثل همیشه من عقب موندم.

807
01:05:32,200 --> 01:05:35,899
‫« نیوتون » تو آدم خوبی هستی
‫باید جلوشُ بگیری.

808
01:05:35,900 --> 01:05:37,819
‫- « هرمن ».
‫- باید متوقفش کنی.

809
01:05:37,820 --> 01:05:41,959
‫- خواهش میکنم، باید باهاش بجنگی، « نیوتون ».
‫- من به اندازه کافی قوی نیستم.

810
01:05:41,960 --> 01:05:48,412
‫اون به اندازه کافی قوی نیست.
‫هیچکدوم از شماها قوی نیستید.

811
01:05:51,380 --> 01:05:54,502
‫متاسفم « هرمن ».

812
01:05:55,390 --> 01:05:58,032
‫اونا تو ذهنم هستن.

813
01:06:01,860 --> 01:06:04,172
‫اوه سلام رئیس.

814
01:06:17,610 --> 01:06:20,549
‫اینجا چه غلطی میکنین؟
‫گفتم برگردین اتاقاتون.

815
01:06:20,550 --> 01:06:23,422
‫- تمام درها قفل شدن.
‫- چیکار کنیم؟

816
01:06:25,260 --> 01:06:29,329
‫آخه 38 درصد از کل شرکتت
‫بصورت خودکار فعالیت میکنه.

817
01:06:29,330 --> 01:06:32,579
‫خیلی برام سخت نبود یکم از اونطرف ...

818
01:06:32,580 --> 01:06:34,419
‫یکمم از اینطرفُ دستکاری کنم.

819
01:06:34,420 --> 01:06:37,812
‫و یکم سورپرایز « کایجو » برات
‫آماده کنم بدون اینکه تو بفهمی.

820
01:06:46,050 --> 01:06:48,629
‫صبر کن، وایسا، « نیوتون » کنترل خودشو نداره.

821
01:06:48,630 --> 01:06:51,589
‫اون خودش نیست، این کار « پیشروها »ست.
‫باید کار اونا باشه.

822
01:06:51,590 --> 01:06:53,272
‫حتما وقتی وارد ذهن « کایجو » شدیم
‫ذهنشو مسموم کردند.

823
01:06:53,273 --> 01:06:54,273
‫خفه شو.

824
01:06:58,350 --> 01:07:01,932
‫همینجا بمون، ما میریم
‫سوار « جیپسی » بشیم.

825
01:07:03,150 --> 01:07:06,609
‫- آماده ای؟
‫- نه، تو؟

826
01:07:06,610 --> 01:07:11,539
‫- با شماره سه، یک، دو...
‫- سلام، کسی اونجا هست؟

827
01:07:11,540 --> 01:07:14,499
‫- « گاتلیب »؟
‫- « جیک » خدارو شکر.

828
01:07:14,500 --> 01:07:17,319
‫به ما حمله شده.

829
01:07:17,320 --> 01:07:20,429
‫کار اون نیست، کار « نیوتونِ ».
‫کار « نیوتون » بود.

830
01:07:20,430 --> 01:07:24,169
‫پیشروها، اونا ذهنشُ مسموم کردند،
‫داشتن ذهشنو کنترل میکردن.

831
01:07:24,170 --> 01:07:26,849
‫« گاتلیب ». میتونی مجبورش کنی
‫این پهپادهارو غیرفعال کنه؟

832
01:07:26,850 --> 01:07:29,072
‫نه، اون فرار کرد.

833
01:07:32,760 --> 01:07:35,702
‫« گاتلیب »، خاموششون کن.

834
01:07:37,450 --> 01:07:42,112
‫- داره مقاومت میکنه.
‫- حفره بازخورد.

835
01:07:50,170 --> 01:07:54,252
‫اونجا چه خبره « گاتلیب »؟

836
01:08:13,330 --> 01:08:16,872
‫« گاتلیب »، خاموششون کن وگرنه میمیریم.

837
01:08:17,710 --> 01:08:20,152
‫خاموششون کن.

838
01:08:58,620 --> 01:09:02,579
‫« لی ون » پهپادهارو غیرفعال کرد.
‫شکافها بسته شد.

839
01:09:02,580 --> 01:09:06,062
‫تکرار میکنم، شکافها بسته شد.

840
01:09:08,160 --> 01:09:10,949
‫- اوه نه،
‫اوه نه چی؟

841
01:09:10,950 --> 01:09:13,769
‫سه تا « کایجو » عبور کردند.

842
01:09:13,770 --> 01:09:17,379
‫کره جنوبی، سواحل روسیه،
‫و دریای چین شرقی.

843
01:09:17,380 --> 01:09:20,999
‫- دوتا نسل چهار و یه نسل پنج.
‫- دریافت شد.

844
01:09:21,000 --> 01:09:25,722
‫برگردین به « شتردام ». به تمام
‫نیروهای کمکی نیاز داریم.

845
01:09:28,530 --> 01:09:31,672
‫- شما حالتون خوبه؟
‫- بله خانم.

846
01:09:38,330 --> 01:09:39,589
‫چی داریم؟

847
01:09:39,590 --> 01:09:40,769
‫گزارشها هنوز در حال تکمیل هستن ...

848
01:09:40,770 --> 01:09:43,279
‫اما پهپادها به شکارچی ها اطراف « شتردام »
‫نزدیک حاشیه اقیانوس حمله کردند.

849
01:09:43,280 --> 01:09:44,999
‫خیلی خب! چندتا شکارچی برامون مونده؟

850
01:09:45,000 --> 01:09:46,709
‫عملیاتی؟ فقط « جیپسی و انتقامجو »، به زور شاید.

851
01:09:46,710 --> 01:09:47,999
‫- همین؟
‫- آره.

852
01:09:48,000 --> 01:09:50,749
‫ما به شکارچیهای بیشتری نیاز داریم
‫وگرنه نبرد خیلی سریع تموم میشه.

853
01:09:50,750 --> 01:09:53,799
‫حتی اگه بتونیم، تمام خلبانهامون
‫یا مُردن یا به شدت زخمی شدند.

854
01:09:53,800 --> 01:09:57,462
‫بذارین تو اولویت قرار بدیم. بیاین
‫فعلا روی همین شکارچیها تمرکز کنیم.

855
01:09:58,380 --> 01:10:01,352
‫« نامانی » بیا اینجا.

856
01:10:04,500 --> 01:10:07,339
‫میخوام به « جولز » تو
‫تعمیرات کمک کن، میتونی؟

857
01:10:07,340 --> 01:10:08,509
‫گفتی من اخراج شدم.

858
01:10:08,510 --> 01:10:10,809
‫خودم استخدامت میکنم.

859
01:10:10,810 --> 01:10:15,429
‫اون خوب بلده از آت اشغال
‫شکارچی بسازه، مشکلی نداری؟

860
01:10:15,430 --> 01:10:17,029
‫خیلی هم عالی.

861
01:10:17,030 --> 01:10:20,772
‫خیلی خب، کارهای زیادی داریم
‫و وقتمون هم کمه.

862
01:10:21,710 --> 01:10:24,242
‫مهمون داریم.

863
01:10:48,260 --> 01:10:51,532
‫براتون کمک آوردم.

864
01:10:55,380 --> 01:10:59,549
‫« هاکوجا ، شریکتورن » و این
‫گردن کلفت « رایجین ».

865
01:10:59,550 --> 01:11:02,699
‫من براشون اسم گذاشتم.

866
01:11:02,700 --> 01:11:04,509
‫خب اون دم درازه و اون گردن
‫کلفته دارن سمت ...

867
01:11:04,510 --> 01:11:07,489
‫اقیانوس حرکت میکنن، ینی چی آخه؟

868
01:11:07,490 --> 01:11:11,259
‫شاید میخوان با « هاکوجا » در اقیانوس
‫چین شرقی هماهنگ بشن.

869
01:11:11,260 --> 01:11:13,669
‫شرط میبندم « نیوتون » میدونه اونا
‫چی تو سرشون دارن.

870
01:11:13,670 --> 01:11:15,109
‫اگه بتونیم به حرف بیاریمش.

871
01:11:15,110 --> 01:11:18,622
‫آره اما قبلش باید پیداش کنیم.

872
01:11:19,190 --> 01:11:21,249
‫هیچ شکارچی به اون « کایجو »ها نزدیک نیست؟

873
01:11:21,250 --> 01:11:23,569
‫باقی مانده پهپادهای « چین-دو » و
‫« ساکالینسک » ...

874
01:11:23,570 --> 01:11:26,019
‫سعی کردن دخالت کنند،
‫بدجوری هم سعی کردند.

875
01:11:26,020 --> 01:11:29,279
‫- متاسفانه ما تنها هستیم.
‫- حتما باید یه چیزی اینجا باشه ...

876
01:11:29,280 --> 01:11:32,289
‫یه چیزی تو دریای چین شرقی.

877
01:11:32,290 --> 01:11:34,769
‫شاید هدفشون اونجا نیست.

878
01:11:34,770 --> 01:11:36,729
‫یه نقشه از تحرکات « کایجو »ها
‫در خلال جنگ بیار.

879
01:11:36,730 --> 01:11:41,289
‫- اطلاعات به صفحه اصلی منتقل میشه.
‫- خب تو چیزی میدونی که ما نمیدونیم؟

880
01:11:41,290 --> 01:11:44,389
‫تو گفتی باید هدف دشمنمونُ بشناسیم ...

881
01:11:44,390 --> 01:11:46,179
‫تا بتونیم شکستش بدیم.

882
01:11:46,180 --> 01:11:50,019
‫اگه هدف « کایجو »ها در جنگ حمله بی هدف
‫به شهرها نبوده باشه چی؟

883
01:11:50,020 --> 01:11:52,622
‫اگه ما فقط تو مسیرشون بودیم چی؟

884
01:11:55,550 --> 01:11:59,249
‫همینجا، کوههای « فوجی، ژِاپن ».

885
01:11:59,250 --> 01:12:02,972
‫مسیریابی برای « هاکوجا ، شریکتورن و رایجین ».

886
01:12:05,560 --> 01:12:11,549
‫- کوهستان « فوجی »؟ ولی چرا؟
‫- عناصر کمیاب زمینی.

887
01:12:11,550 --> 01:12:15,769
‫کوهستان « فوجی » یه آتشفشان
‫فعال پر از عناصر کمیاب زمینی هستن.

888
01:12:15,770 --> 01:12:19,269
‫خون « کایجو » در برخود با
‫عناصر کمیاب واکنش شدیدی نشون میده ...

889
01:12:19,270 --> 01:12:21,969
‫که ماده اصلی من برای آزمایشات
‫سوخت پیشران هست.

890
01:12:21,970 --> 01:12:24,969
‫- خب این بده، بده دیگه آره؟
‫- خیلی.

891
01:12:24,970 --> 01:12:27,699
‫کوهستان « فوجی » آتشفشان فعاله.
‫یه نقطه حساس زمین شناسی.

892
01:12:27,700 --> 01:12:30,069
‫بر اساس نسبت واکنش خون ...

893
01:12:30,070 --> 01:12:32,489
‫واکنش « کایجو » باعث ایجاد
‫یک فاجعه ویرانبار میشه.

894
01:12:32,490 --> 01:12:36,589
‫در حاشیه اقیانوس آرام یک
‫حلقه بزرگ از آتش ایجاد میکنه.

895
01:12:36,590 --> 01:12:41,919
‫میلیونها تن گاز سمی و خاکستر
‫که در اطراف اتمسفر پخش خواهد شد ...

896
01:12:41,920 --> 01:12:43,669
‫و زندگی رو به اتمام میرسونه.

897
01:12:43,670 --> 01:12:47,729
‫و عملیات تحول زمین رو برای پیشروها به اتمام میرسونه.

898
01:12:47,730 --> 01:12:49,379
‫نمیتونیم اجازه بدیم برسن به کوهستان « فوجی ».

899
01:12:49,380 --> 01:12:51,549
‫میرم ببینم تعمیرات شکارچیها
‫چطور پیش میره.

900
01:12:51,550 --> 01:12:55,299
‫حتی اگه صدها شکارچی هم داشته باشیم،
‫هیچ راهی نیست که بشه به موقع مقابله کرد.

901
01:12:55,300 --> 01:12:58,789
‫- محفظه‌های پیشران تو چطور؟
‫- نه نه نه، اونا هنوز آماده نیستن.

902
01:12:58,790 --> 01:13:00,389
‫آماده میشن؟

903
01:13:00,390 --> 01:13:03,589
‫خب از نظر تئوری شاید اگه کمک کنی.

904
01:13:03,590 --> 01:13:06,342
‫« گاتلیب » منظورت از "تئوری" چیه؟

905
01:13:08,080 --> 01:13:13,812
‫امروز، ینی "بله".

906
01:13:56,350 --> 01:13:58,579
‫برق در بخش دو.

907
01:13:58,580 --> 01:14:01,779
‫« شمشیر آتن » ، « نگهبان براوو » و
‫« ققنوس محافظ » برای حرکت آماده‌اند.

908
01:14:01,780 --> 01:14:03,309
‫نمیشه با اینا کار کرد.

909
01:14:03,310 --> 01:14:06,859
‫« لی ون » داره فناوری « خشم آبسیدان » روی
‫« جیبسی » پیاده میکنه، شاید کمک کنه.

910
01:14:06,860 --> 01:14:12,472
‫- برای عملیات همه چیزو آماده کن.
‫- باشه، خودتونُ به کشتن ندید.

911
01:14:13,970 --> 01:14:16,682
‫تو هم همینطور.

912
01:14:20,810 --> 01:14:24,002
‫خب، این گیج کننده بود.

913
01:14:25,670 --> 01:14:27,699
‫فقط تمرکزتو از دست نده.

914
01:14:27,700 --> 01:14:31,179
‫ما چهار شکارچی در برابر دو نسل چهاری
‫و یه نسل پنچی داریم.

915
01:14:31,180 --> 01:14:32,639
‫بهتره غیراز « جیپسی » هم چندتا باشن.

916
01:14:32,640 --> 01:14:36,852
‫- اما بازم خلبان لازم داریم.
‫- خلبان داریم.

917
01:14:54,170 --> 01:14:58,369
‫اگه بابام اینجا بود، حتما براتون
‫سخنرانی میکرد.

918
01:14:58,370 --> 01:15:01,232
‫کاری میکرد احساس شکست ناپذیری کنید.

919
01:15:02,900 --> 01:15:05,199
‫من پدرم نیستم.

920
01:15:05,200 --> 01:15:09,142
‫من مثل اون یه قهرمان نیستم.

921
01:15:09,590 --> 01:15:12,149
‫مثل « رایلی بکت » ...

922
01:15:12,150 --> 01:15:14,199
‫و « ماکو موری ».

923
01:15:14,200 --> 01:15:17,199
‫اما اونا اینطوری شروع نکردند.

924
01:15:17,200 --> 01:15:21,329
‫اونها به عنوان کارآموز شروع کردند،
‫درست مثل شما.

925
01:15:21,330 --> 01:15:24,129
‫ما اونهارو به عنوان بزرگ به یاد
‫میاریم چون سرپا ایستادند ...

926
01:15:24,130 --> 01:15:26,782
‫چون در کنار هم ایستادند.

927
01:15:27,090 --> 01:15:30,129
‫مهم نیست پدر و مادر شما کی هستند،
‫یا شما ...

928
01:15:30,130 --> 01:15:33,189
‫از کجا میاین، کی شمارو قبول داشت
‫و کی نداشت.

929
01:15:33,190 --> 01:15:37,479
‫ما الآن یه خانواده هستیم، و ما آخرین
‫نیروی دفاعی زمین هستیم.

930
01:15:37,480 --> 01:15:41,659
‫الان فرصت ماست. الان
‫فرصتیه که بتونیم تغییر ایجاد کنیم.

931
01:15:41,660 --> 01:15:45,939
‫حالا سوار شید و کارو یه سره کنید،
‫مفهوم شد؟

932
01:15:45,940 --> 01:15:47,229
‫بله قربان.

933
01:15:47,230 --> 01:15:50,779
‫- خلبانهای شکارچی، مفهوم شد؟
‫- بله قربان.

934
01:15:50,780 --> 01:15:52,989
‫- مفهوم شد؟
‫- بله قربان.

935
01:15:52,990 --> 01:15:55,369
‫پس به من کمک کنید دنیارو نجات بدیم.

936
01:15:55,370 --> 01:15:57,582
‫بریم تمومش کنیم.

937
01:16:01,200 --> 01:16:04,099
‫بارگذاری عصبی شروع میشه.

938
01:16:04,100 --> 01:16:09,322
‫- بارگذاری عصبی فعال شد.
‫- « آمارا » بپر اینطرف.

939
01:16:10,410 --> 01:16:13,249
‫بارگذاری عصبی محکم و با ثبات.

940
01:16:13,250 --> 01:16:16,852
‫خب بودن تو یه شکارچی
‫واقعی چه حسی داره؟

941
01:16:17,920 --> 01:16:19,869
‫بزرگتراش بدک نیست.

942
01:16:19,870 --> 01:16:22,749
‫تمام شکارچیها، توجه،
‫برای حرکت آماده باشید.

943
01:16:22,750 --> 01:16:26,739
‫- « نگهبان براوو » آماده.
‫- « شمشیر آتن » آماده.

944
01:16:26,740 --> 01:16:31,179
‫- « ققنوس محافظ » دیگه بزن بریم.
‫- دریافت شد.

945
01:16:31,180 --> 01:16:36,369
‫- فرماندهی، ما آماده پرتابیم.
‫- دریافت شد « جیپسی انتقام جو ».

946
01:16:36,370 --> 01:16:39,139
‫آتش در 10...

947
01:16:39,140 --> 01:16:41,829
‫9...8...

948
01:16:41,830 --> 01:16:47,149
‫7...6...5...4...

949
01:16:47,150 --> 01:16:51,329
‫3...2...1

950
01:16:51,330 --> 01:16:53,482
‫آتش.

951
01:17:17,340 --> 01:17:22,302
‫هشدار:
‫فشار بیش از حد مجاز.

952
01:17:35,490 --> 01:17:37,249
‫این دیگه چیه؟

953
01:17:37,250 --> 01:17:39,339
‫مادربزرگم قبلا برام پخش میکرد.

954
01:17:39,340 --> 01:17:41,129
‫منو آروم میکنه.

955
01:17:41,130 --> 01:17:44,572
‫پس من چی؟
‫من آروم نیستم مرد.

956
01:17:55,780 --> 01:17:59,012
‫میدونستم کار میکنه.

957
01:17:59,210 --> 01:18:03,522
‫توکیو، ژاپن.

958
01:19:15,440 --> 01:19:18,939
‫- از « جیپسی » به فرماندهی، هدف در دسترس.
‫- دریافت شد « جیپسی ».

959
01:19:18,940 --> 01:19:20,619
‫تمام مردم شهر به پناهگاه زیرزمینی رفتند ...

960
01:19:20,620 --> 01:19:22,389
‫آماده برای حمله باشید.

961
01:19:22,390 --> 01:19:23,789
‫دریافت شد، با تمام قدرت.

962
01:19:23,790 --> 01:19:26,619
‫« ققنونس محافظ » همراه من.
‫می « رایجینُ » میکشیم.

963
01:19:26,620 --> 01:19:27,709
‫دریافت شد « جیپسی ».

964
01:19:27,710 --> 01:19:30,149
‫« شمشیر آتن، نگهبان براوو »
‫شما هم اون دوتای دیگه رو بزنید.

965
01:19:30,150 --> 01:19:33,169
‫دریافت شد، نوبت ماست که دنیارو نجات بدیم.

966
01:19:33,170 --> 01:19:38,992
‫- بهتره امیدوار باشیم.
‫- به علامت من، سه، دو، یک الآن.

967
01:20:26,190 --> 01:20:28,502
‫آتش!

968
01:20:42,170 --> 01:20:45,219
‫« جیپسی »، صورت « ریجین » تمام حملات ...

969
01:20:45,220 --> 01:20:46,839
‫شمارو به سمت خودتون دفع میکنه.

970
01:20:46,840 --> 01:20:49,272
‫ببینیم اینم دفع میکنه یا نه.

971
01:21:04,210 --> 01:21:07,602
‫چندتا ساختمون دیگه میخواد؟

972
01:21:30,250 --> 01:21:32,469
‫« شریکتورن » داره میاد.

973
01:21:32,470 --> 01:21:35,029
‫بچه ها، اینطرف کمک لازم دارم.

974
01:21:35,030 --> 01:21:36,849
‫- همین الان.
‫- دریافت شد « شمشیر ».

975
01:21:36,850 --> 01:21:41,192
‫« ویک »، اون « شریکتورن » بزن.
‫- دریافت شد.

976
01:21:53,280 --> 01:21:58,772
‫« شمشیر آتن »، «نگهبان براوو » دارم
‫میاد کمکت، شلاق درخشان فعال.

977
01:22:15,310 --> 01:22:18,639
‫اره، آفرین. فرار کن.

978
01:22:18,640 --> 01:22:21,472
‫اینا خیلی هم گردن کلفت نیستنا.

979
01:22:30,610 --> 01:22:34,029
‫« ققنوس محافظ » مراقب پشت سرت باش.
‫مهاجم داره میاد.

980
01:22:34,030 --> 01:22:36,172
‫دریافت شد.

981
01:22:54,450 --> 01:22:57,649
‫خیلی خب روباتهای گنده، خیلی خب.

982
01:22:57,650 --> 01:22:58,929
‫کارتون درسته.

983
01:22:58,930 --> 01:23:04,312
‫اصلا خوشم نیومد.

984
01:23:12,310 --> 01:23:14,459
‫تحرکات داریم، چندین مهاجم.

985
01:23:14,460 --> 01:23:16,139
‫سه کیلومتری جنوب شرقی.

986
01:23:16,140 --> 01:23:21,312
‫- « لی ون » اینو میبینی؟
‫- یکی از کارخانه های خودکارمه.

987
01:23:22,040 --> 01:23:27,179
‫کار « نیوتون » بود، اون تو توکیوِ.
‫شناسایی موقعیت.

988
01:23:27,180 --> 01:23:30,729
‫- مهاجمین، دارن به سرعت نزدیک میشن.
‫- تمام شکارچیها، محکم سرجاتون بایستید.

989
01:23:30,730 --> 01:23:33,122
‫حالت دفاعی و محکم بایستید.

990
01:23:44,510 --> 01:23:48,682
‫خیلی خب، برین برین برین بچه ها.

991
01:23:52,260 --> 01:23:54,602
‫دارن چیکار میکنن؟

992
01:24:50,140 --> 01:24:52,682
‫خب، خیلی گنده شد.

993
01:25:05,640 --> 01:25:10,852
‫تمام شکارچیها، با تمام قدرت حمله کنید
‫با فرمان من.

994
01:25:18,080 --> 01:25:20,332
‫حمله.

995
01:25:44,170 --> 01:25:46,719
‫- « نگهبان » سرجات بمون.
‫- ما میتونیم.

996
01:25:46,720 --> 01:25:50,509
‫منفیه، این یه دستوره.
‫نوجوونهای احمق.

997
01:25:50,510 --> 01:25:51,639
‫برو سمت چشمش.

998
01:25:51,640 --> 01:25:54,392
‫- کدومشون؟
‫- همه شون.

999
01:26:21,910 --> 01:26:24,399
‫« ایلیا، سورش » گزارش بدین.

1000
01:26:24,400 --> 01:26:27,319
‫مفهومه؟ زودباشین بچه ها.

1001
01:26:27,320 --> 01:26:31,459
‫« نگهبان براوو » گزارش بدین
‫شما حالتون خوبه؟

1002
01:26:31,460 --> 01:26:38,262
‫نگهبان از کار افتاد.
‫من تو محفظه هدایت هستم، « سورش » ...

1003
01:26:40,720 --> 01:26:45,729
‫- « سورش » زنده نموند.
‫- دریافت شد نگهبان.

1004
01:26:45,730 --> 01:26:49,572
‫سرجات بمون، ما به محض اینکه
‫توستیم کمک میفرستیم.

1005
01:26:52,530 --> 01:26:55,219
‫« ققنوس محافظ » گزارش بده.

1006
01:26:55,220 --> 01:26:56,639
‫شما حالتون خوبه؟

1007
01:26:56,640 --> 01:27:00,259
‫یکم آسیب دیدیم ولی هنوز میتونیم بجنگیم.

1008
01:27:00,260 --> 01:27:04,919
‫ما هم همینطور، « شمشیر ».
‫منظورم « شمشیر آتن » بود قربان.

1009
01:27:04,920 --> 01:27:08,899
‫« شمشیر ، محافظ » برای حمله به این مختصات آماده بشین.

1010
01:27:08,900 --> 01:27:11,679
‫بیاین تمومش کنیم، تکون بخورین قبل از اینکه دیر بشه.

1011
01:27:11,680 --> 01:27:14,592
‫دریافت شد، « محافظ » در حال حرکت.

1012
01:27:15,900 --> 01:27:19,719
‫از « جیپسی » به فرماندهی، شما
‫تصویر فنی از مهاجم دارید؟

1013
01:27:19,720 --> 01:27:21,219
‫دریافت اطلاعات از حسگرها.

1014
01:27:21,220 --> 01:27:23,349
‫بله داریم « جیپسی » اما هنوزم در حال تکمیله.

1015
01:27:23,350 --> 01:27:25,769
‫وقت نداریم، میتونین مغزهاشو ردیابی کنین؟

1016
01:27:25,770 --> 01:27:27,329
‫مهاجم یه مغز مرکزی داره
‫که به شدت تحت محافظته.

1017
01:27:27,330 --> 01:27:28,749
‫سلاحهاتون نمیتونه بهش نفوذ کنه.

1018
01:27:28,750 --> 01:27:31,959
‫مغز ثانویه چی؟ این عوضی باید از اینها هم داشته باشه.

1019
01:27:31,960 --> 01:27:35,979
‫مهاجم سه تا مغز ثانویه داره، هرکدومشون
‫متعلق « کایجو »های ادغام شده هستن.

1020
01:27:35,980 --> 01:27:38,582
‫ارسال اطلاعات.

1021
01:27:38,650 --> 01:27:41,902
‫اطلاعات به « شمشیر آتن » رسید.

1022
01:27:43,400 --> 01:27:45,199
‫برای « ققنوس محافظ » هم رسید.

1023
01:27:45,200 --> 01:27:47,979
‫خیلی خب، به دنبال من و حواسا جمع.

1024
01:27:47,980 --> 01:27:50,819
‫یکم از اون فناوری « خشم آبسیدیان » رو کنیم؟

1025
01:27:50,820 --> 01:27:53,312
‫ذهنمو خوندی همکار.

1026
01:28:35,700 --> 01:28:39,062
‫- خروج، خروج.
‫- آسیب شناسایی شد.

1027
01:28:41,700 --> 01:28:44,582
‫تمام خلبانها خارج بشید.

1028
01:30:19,250 --> 01:30:23,842
‫هشدار:
‫فشار عصبی از حد مجاز عبور کرد.

1029
01:30:24,150 --> 01:30:29,819
‫« نیت » با من بمون « نیت »
‫بلند شو « نیت ».

1030
01:30:29,820 --> 01:30:32,192
‫خلبان آسیب دیده.

1031
01:30:38,140 --> 01:30:41,932
‫حالا اگه میتونی بلند شو
‫قراضه بدرد نخور.

1032
01:31:05,050 --> 01:31:06,599
‫خداحافظ.

1033
01:31:06,600 --> 01:31:09,349
‫« لی ون » کاری هست که
‫بتونی انجام بدی؟

1034
01:31:09,350 --> 01:31:10,729
‫زمان بیشتری لازم دارم.

1035
01:31:10,730 --> 01:31:12,799
‫وقت نداریم، اگه مهاجم به کوهستان « فوجی » برسه ...

1036
01:31:12,800 --> 01:31:16,832
‫مفهومه، نمیذارم این اتفاق بیافته.

1037
01:31:20,950 --> 01:31:23,499
‫نمیتونی بدون کمک خلبان « جیپسیُ » برونی.

1038
01:31:23,500 --> 01:31:27,192
‫فشار عصبی مغزتو از هم میپاشونه.

1039
01:31:30,180 --> 01:31:34,552
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- میریم پیش بقیه.

1040
01:31:35,520 --> 01:31:39,129
‫« جیپسی انتقام جو » من « آمارا نامانی » هستم.

1041
01:31:39,130 --> 01:31:42,269
‫- صبر کنید بیام کمک.
‫- « آمارا » نه.

1042
01:31:42,270 --> 01:31:43,819
‫- نمیتونی برسی.
‫- خفه شو.

1043
01:31:43,820 --> 01:31:47,682
‫- نه، نه
‫- خفه شو.

1044
01:32:03,600 --> 01:32:07,589
‫- بهت گفتم.
‫- من کی گوش دادم؟

1045
01:32:07,590 --> 01:32:10,819
‫« آمارا » نوبت توِ.

1046
01:32:10,820 --> 01:32:12,559
‫داری چیکار میکنی؟

1047
01:32:12,560 --> 01:32:17,692
‫میخوام از سر راهت
‫برم کنار، تو میتونی برادر.

1048
01:32:19,300 --> 01:32:23,412
‫عملیات خروج درحال انجام.

1049
01:32:25,300 --> 01:32:27,649
‫عملیات خروج موفقت آمیز.

1050
01:32:27,650 --> 01:32:31,762
‫- برای این حاضری؟
‫- فقط یه راه هست که بفهمیم.

1051
01:32:34,810 --> 01:32:41,072
‫صبر کنید فرماندهی،
‫هماهنگی عصبی در حال اجرا.

1052
01:32:57,760 --> 01:33:00,189
‫قرار بود حماسی بشه ، اما نشد.

1053
01:33:00,190 --> 01:33:01,299
‫قطعا نمیشد.

1054
01:33:01,300 --> 01:33:05,339
‫هشدار: خطا در اجرای مجدد،
‫سیستمها در حال خاموش شدن.

1055
01:33:05,340 --> 01:33:06,889
‫- راه اندازی مجدد.
‫- باشه دریافت شد.

1056
01:33:06,890 --> 01:33:09,609
‫از فرماندهی به « جیپسی »، مهاجم در
‫دو کیلومتری ...

1057
01:33:09,610 --> 01:33:12,892
‫نوک کوه « فوجی » قرار
‫داره و به سرعت نزدیک میشه.

1058
01:33:26,710 --> 01:33:29,419
‫« گالیپ »، سوخت دیگه‌ای توی پیشرانها ...

1059
01:33:29,420 --> 01:33:30,979
‫باقی مونده تا مارو
‫سمت آسمان پرتاب کنه؟

1060
01:33:30,980 --> 01:33:32,909
‫- سمت آسمان؟
‫- آره.

1061
01:33:32,910 --> 01:33:35,319
‫احتمالا، اما اینقدر نیست که
‫سرعت سقوط شمارو کم کنه.

1062
01:33:35,320 --> 01:33:36,659
‫نمیخوایم سرعتمون کم بشه.

1063
01:33:36,660 --> 01:33:38,349
‫فقط میخوایم « جیپسیُ » محکم
‫بندازیم رو سر اون کثافت.

1064
01:33:38,350 --> 01:33:43,079
‫- من همین الان با محفظه‌ام خارج شدم.
‫- باید از مال منُ استفاده کنی.

1065
01:33:43,080 --> 01:33:45,359
‫« جیک » فقط یه پیشران
‫با سوخت کافی باقی مونده.

1066
01:33:45,360 --> 01:33:48,259
‫- موقعیتشُ میفرستم.
‫- خیلی خب، رسید.

1067
01:33:48,260 --> 01:33:50,852
‫ما خیلی فاصله داریم.

1068
01:33:51,430 --> 01:33:52,689
‫بهش نمیرسیم.

1069
01:33:52,690 --> 01:33:55,139
‫« جیپسی انتقام جو » وسیله انتقال داره میاد.

1070
01:33:55,140 --> 01:33:58,872
‫سیستمهای کنترل از راه دور
‫فعال شدند، کمک داره میاد.

1071
01:34:02,680 --> 01:34:05,132
‫اسکرپر.

1072
01:34:20,380 --> 01:34:25,052
‫من موقعیت محفظه پیشرانُ دارم،
‫سرجاتون بمونید.

1073
01:34:31,880 --> 01:34:34,509
‫بیا، اون پاهای کوچیکُ تکون بده.

1074
01:34:34,510 --> 01:34:37,119
‫سوخت پیشران زیاد از حد سنگینه،
‫به هیچ وجه نمیتونیم وزنشو تحمل کنیم.

1075
01:34:37,120 --> 01:34:40,619
‫- « لی ون » چیکار کنیم؟
‫- میتونم به دستتون جوش بزنم.

1076
01:34:40,620 --> 01:34:44,449
‫- من سلاحهای « اسکرپرُ » به روز کردم
‫- آفرین، خودم میخواستم اینکارو بکنم.

1077
01:34:44,450 --> 01:34:47,562
‫- نه نمیخواستی.
‫- چرا میخواستم.

1078
01:34:53,910 --> 01:34:58,952
‫- ما فقط یه فرصت داریم.
‫- آره، باید استفاده کنیم.

1079
01:35:12,000 --> 01:35:13,629
‫من گیر کردم.

1080
01:35:13,630 --> 01:35:16,932
‫همونجا بمون، تو یه وزن اضافی
‫هستی، میتونیم بندازیم روش.

1081
01:35:37,000 --> 01:35:40,492
‫- اون داره از هم میپاشه.
‫- تقریبا رسیدیم.

1082
01:36:05,170 --> 01:36:08,179
‫- داریم تعادل از دست میدیم.
‫- از توپ پلاسمایی استفاده کن.

1083
01:36:08,180 --> 01:36:12,242
‫- دستورات امنیتیُ غیرفعال میکنم.
‫- توپ پلاسمایی فعال شد.

1084
01:36:15,530 --> 01:36:18,469
‫هشدار:
‫فشار بیش از حد به بدنه.

1085
01:36:18,470 --> 01:36:20,459
‫- داره کار میکنه.
‫- فشار بیش از حد.

1086
01:36:20,460 --> 01:36:22,842
‫محکم بگیر.

1087
01:36:25,650 --> 01:36:29,189
‫- زودباش.
‫- هدف سمت چپ.

1088
01:36:29,190 --> 01:36:32,152
‫« جیک ، آمارا » باید خارج بشید.

1089
01:36:34,570 --> 01:36:38,599
‫اتصالُ قطع کن « آمارا ».

1090
01:36:38,600 --> 01:36:41,569
‫میگیرمت قول میدم.

1091
01:36:41,570 --> 01:36:43,972
‫زودباش.

1092
01:36:47,370 --> 01:36:50,569
‫گرفتمت، از « جیپسی » به فرماندهی.

1093
01:36:50,570 --> 01:36:53,182
‫ما از اینجا میریم بیرون.

1094
01:36:53,450 --> 01:36:56,482
‫خطار در محفظه خروج.

1095
01:36:57,483 --> 01:36:58,483
‫نه، نه نه نه!

1096
01:37:01,720 --> 01:37:04,832
‫متاسفم.

1097
01:37:05,280 --> 01:37:09,842
‫برای چی؟ داریم دنیارو نجات میدیم.

1098
01:37:10,980 --> 01:37:13,852
‫پدرت بهت افتخار میکرد.

1099
01:37:17,540 --> 01:37:22,979
‫« اسکرپر » بیا اینجا، عجله کن.

1100
01:37:22,980 --> 01:37:24,279
‫حرکت کنید.

1101
01:37:24,280 --> 01:37:28,769
‫20 کیلومتر تا برخورد،
‫از اونجا بیاید بیرون.

1102
01:37:28,770 --> 01:37:31,022
‫برو، برو.

1103
01:37:37,300 --> 01:37:40,172
‫ما داخلیم، درو ببند.

1104
01:37:46,160 --> 01:37:48,199
‫- محکم بشین.
‫محکم نشستم.

1105
01:37:48,200 --> 01:37:50,512
‫محکمتر بشین!

1106
01:38:52,739 --> 01:38:54,739
‫نه! نه!
‫آه!

1107
01:38:55,740 --> 01:39:00,282
‫خیلی خب، میدونی چیه؟ نقشه دو.
‫همیشه یه نقشه دو هست.

1108
01:39:03,100 --> 01:39:06,959
‫اگه کسی میشنوه، من سواره نظام « لمبرت » هستم.

1109
01:39:06,960 --> 01:39:10,919
‫- مطلع باشید یه « نیوتون » گرفتم.
‫- دریافت شد.

1110
01:39:10,920 --> 01:39:13,779
‫ایناهاشی، خوشحالم میبینم حالت خوبه مرد.

1111
01:39:13,780 --> 01:39:16,649
‫تو هم همینطور برادر.
‫میدونستم موفق میشی.

1112
01:39:16,650 --> 01:39:20,702
‫خب، یکم کمک گرفتم.

1113
01:39:21,320 --> 01:39:24,692
‫- کارت خوب بود سواره نظام « آماری ».
‫- متشکرم قربان.

1114
01:39:28,990 --> 01:39:30,989
‫قبلا هیچوقت برف ندیده بودم.

1115
01:39:30,990 --> 01:39:34,159
‫تمام اتفاقایی که تا الان افتاده،
‫الان فقط برفُ میبینی؟

1116
01:39:34,160 --> 01:39:37,419
‫جنازه گنده یه « کایجو » اونطرف
‫افتاده و نمیخوای اشاره کنی ...

1117
01:39:37,420 --> 01:39:40,539
‫نکنه الان میخوای یک از اون
‫سخنرانیهای مسخره‌تو تحویلم بدی؟

1118
01:39:40,540 --> 01:39:42,519
‫همه فکر میکردن مسخره‌ست یا فقط
‫نظر خودتو داری میگی؟

1119
01:39:42,520 --> 01:39:44,499
‫راستشو بگو چند بار جلو آیینه تمرین کرده بودی؟

1120
01:39:44,500 --> 01:39:47,812
‫سخنرانی انگیزشی بود، تو میتونی
‫هرکسی که دلت میخواد باشی.

1121
01:39:48,010 --> 01:39:49,799
‫- ولمون کن.
‫- خیلی خب حالا بازیت گرفته؟

1122
01:39:49,800 --> 01:39:52,242
‫- خودم میدونم، نمیخواد بگی.
‫- نه نمیدونی.

1123
01:39:52,243 --> 01:39:54,243
‫ولمون کن با این سخنرانیات.

1124
01:39:55,530 --> 01:39:58,652
‫بگیر که اومد، بووم.

1125
01:40:00,230 --> 01:40:02,359
‫ما موفق شدیم.

1126
01:40:02,360 --> 01:40:07,749

1127
01:40:07,750 --> 01:40:11,522

1128
01:40:23,400 --> 01:40:27,799
‫فکر میکنی تموم شده ها؟ فکر میکنین
‫دنیای کوچیک مسخره‌تونو نجات دادین؟

1129
01:40:27,800 --> 01:40:30,649
‫ما بازم میایم سراغتون.

1130
01:40:30,650 --> 01:40:32,239
‫ما هرگز متوقف نمیشیم.

1131
01:40:32,240 --> 01:40:37,632
‫و دیر یا زود دیگه شانسی براتون نمیمونه.

1132
01:40:41,150 --> 01:40:45,069
‫چیزی که تو سرته،
‫اون پیشروها؟

1133
01:40:45,070 --> 01:40:47,279
‫بهشون بگو ما نمیترسیم.

1134
01:40:47,280 --> 01:40:48,809
‫بهشون بگو دفعه بعد ...

1135
01:40:48,810 --> 01:40:51,789
‫اونا باید نگران اومدن ما باشن.

1136
01:40:51,790 --> 01:40:54,872
‫چون این ما هستیم که میایم سراغتون.

1137
01:40:51,790 --> 01:42:54,872
‫سلام، این زیرنویس اختصاصی سایت آیونت هست، یا قرار بود باشه
‫ولی متأسفانه به قولهاشون عمل نکردند و دستمزد پرداخت نکردن
‫"آیو کلاهبردار است"
