«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است...
«بروک» (انیستن) و «گری» (وون) تصمیم می گیرند مثل دو دشمن در خانه جبهه بندی کنند و آن قدر بر مواضع خود پا بفشارند تا شاید یکی از آن دو به شکست اعتراف کند. اما «بروک» سرانجام پی می برد که در واقع برای تصاحب آپارتمان و متعلقاتش نیست که مبارزه می کند بلکه این همه به خاطر نجات رابطه اش با مردی است که زمانی او را عشق زندگی خود تصور می کرده است...
به یاد دارم که وقتی این فیلم برای اولین بار روی دیویدی منتشر شد، آن را تماشا کردم. در آن زمان، فکر میکردم که فیلم فقط خوب است. اما با گذشت زمان و کسب تجربههای زندگی و برقراری روابط بلندمدت، اکنون به آن بیشتر از قبل ارزش میدهم. اگر جنبههای کمدی فیلم را کنار بگذاریم، این اثر به ما در مورد خودآگاهی و اهمیت ارتباطات...
دیدگاه های کاربران