درامی روزمره درباره سربازان دورهٔ پس از ویتنام در جبههٔ داخلی شرق
دو گروهبان سطح پایین در نورفولک، ویرجینیا (با بازی جک نیکلسون و اوتیس یانگ) مأمور میشوند که یک دریانورد ۱۸ ساله سادهلوح (رندی کواید) را تا زندان نیروی دریایی در پورتسموث اسکورت کنند؛ زندانی که در آن سوی مرز ساحلیِ مِین قرار دارد. آنها تصمیم میگیرند در طول مسیر «جوانک» را چند روزی خوش...
درامی روزمره درباره سربازان دورهٔ پس از ویتنام در جبههٔ داخلی شرق
دو گروهبان سطح پایین در نورفولک، ویرجینیا (با بازی جک نیکلسون و اوتیس یانگ) مأمور میشوند که یک دریانورد ۱۸ ساله سادهلوح (رندی کواید) را تا زندان نیروی دریایی در پورتسموث اسکورت کنند؛ زندانی که در آن سوی مرز ساحلیِ مِین قرار دارد. آنها تصمیم میگیرند در طول مسیر «جوانک» را چند روزی خوش بگذرانند و همین به چند ماجراجویی منجر میشود.
«آخرین مأموریت» (1973) فیلمی جادهای در شمالشرق آمریکاست که از اواخر پاییز تا اوایل زمستان فیلمبرداری شده. هرچند در سطحی واقعگرایانه قرار دارد، اما کمدی سیاه هم هست و با طعنهها و نکات بامزهای دربارهٔ زندگی، ارتش آمریکا، فساد، بیعدالتی، دوستی، تفریح، حماقت، روابط جنسی و چیزهای دیگر همراه میشود. مثل هر فیلمی با شخصیتهای جوان نظامی، گفتگوها و شیطنتها گاه حالت بزرگسالانه و صریح دارند.
دوست نیکلسون، دنیس هوپر، دو دهه بعد با الگوبرداری از این فیلم «چِیزِرز» را ساخت که فیلمی شبیه اما سرگرمکنندهتر است. هرچند «آخرین مأموریت» گاهی بیش از حد به روزمرگی میافتد — مثلاً صحنههایی که شخصیتها در اتاق هتل با زیرپوش و مشروبخواری وقت میگذرانند — اما ارزش دیدن را دارد. فیلم ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه است و در موقعیتهای واقعی فیلمبرداری شده؛ در بخش ابتدایی تورنتو بهعنوان نمایندهٔ نورفولک ایفای نقش میکند و باقی فیلم در سواحل ویرجینیا، واشینگتن دیسی، نیویورک، ماساچوست و مناطقی در نیوهمپشایر/مین تصویربرداری شده است.
مِدووز (با بازی رندی کواید) هنگام تلاش برای برداشتن ۴۰ دلار از صندوق خیریه دستگیر میشود، از نیروی دریایی اخراج شده و به هشت سال زندان محکوم میگردد. مأموریت رساندن او به زندان بر عهدهٔ دو کهنهکار فرصتطلب، باداسکی (جک نیکلسون) و مول (اوتیس یانگ) است. این دو فکر میکنند ماجرا نوعی تفریح و فرار از روزمرگی است، اما با اسیرشان حسابی متفاوت مواجه میشوند: مردی کمرو و آسیبپذیر که بهنظر کودکانه میرسد. آنها تصمیم میگیرند آخرین روز آزادی او را کمی لذتبخشتر کنند — چند نوشیدنی و حتی ترتیب دادن تجربهٔ جنسی برای او تا شاید آخرین روزِ آزادیِ پیش از هشت سال زندان برایش خاطرهانگیز شود.
هرچه جوانک کمکم از لاک خود بیرون میآید، این سه نفر به هم نزدیک میشوند و دربارهٔ نگرشها و اولویتهای خود بازاندیشی میکنند. نیکلسون در این نقش در عنصر خود است: کمی بلندگو، پرجنبوجوش و اغراقآمیز. بازی او از حیث شخصیتپردازیِ مردی شایسته اما معیوب — باداسکی — بسیار تأثیرگذار است و مقابل او، یانگ با بازی کمادعا و سنگینتر، واکنشِ خویشتندارانهای به زندگی نشان میدهد که شاید سالها رنگپریده بودنش را رقم زده باشد. اما رِندی کواید است که بیش از همه میدرخشد؛ او نقش جوانی را بازی میکند که چون گلی منتظر شکفتن است — گلی تا حدودی خاردار و پیچیده. فیلم دربارهٔ مردانگی است، اما همزمان سقف این نقاب را میکَنَد، چون مردان درگیرِ مسائلی انسانی خود میشوند و مسیرشان با طنزی تیره آمیخته است — فقط از کاراکترهایی مثل کارول کِین بپرسید.
شاید نیروی دریایی آمریکا از تصویر ارائهشده از اعضای خود خوشش نیاید؛ این مردان خود را دستکم گرفتهشده و بیقدردان از سوی مافوق میبینند و مصمماند برای یک روز هم که شده از زندان کسالتبار زندگیِ خود فرار کنند.
امتیاز: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران